پیدا کردن مکانی برای عقده گشایی  

چقد خوبه که وبلاگ ساختم! همیشه دلم میخواس ناراحتیامو، عقده هامو جایی خالی کنم که کسی منو نشناسه! از اینکه تو پروفايل تلگرام یا استوری از چیزی گله کنم متنفر بودم چون همیشه از جلب توجه کردن بدم میومد!!! حالا اینجا راحت میتونم عرررررررر بزنم!!

ادامه مطلب  

116  

یکم شد آقا 
عمر گران است که میگذرد :/ 
و همچنان هیچ پخی نشدیم :/ 
 
#_اومدم پست جدید بذارم دیدم کلی نوشتم اصن تایید نشده بود -_- منم پاکش کردم :/
#۲_چرا اميرحسين حذف شد ؟ -_- 
#۳_مغزم پر از کلمه اس ؛ ولی انقد عجله دارن گفته بشن و خودشونو میزنن به دیوار مغزم که همه چی ریخت و پاشه و حرفارو نمیتونم کلمه کنم :) 
#۴_حالم خوبه :)

ادامه مطلب  

تو را گم می کنم  

 بی معني بی تو
سید محمد مهدی حسینی چمانوی
 
تو را گم می کنم
در این ثانیه و پیدا می کنم در دیگر ثانیه
این چنین لحظه ها را در گذر ثانیه ها
معنا می کنم ،  بی معنا بی تو
بیا در کنارم باش ثانیه ای
تا ببینی
گذر لحظه ها را بی معنا بی تو
کجا در جستجوی مفهوم لحظه هائی
که من آن را در ثانیه ، ثانیه ها
معني می کنم ، بی معنا بی تو
 
نگاهم را بر نمی دارم
از ساعت طلائی مچی ات
آنگاه چه بی معني بی تو
نظاره گرم
عبور ثانیه ها را بی ثانیه
 
کجا دانی که چه دلتنگی ها دارم من

ادامه مطلب  

1740  

زهرا میگف دستاش بی حس میشه همش ورفته ازمایش داده دکتر گفته
که فلان کانالای عصبی دستش مشکل پیدا کرده واگه با دارو خوب نشه باید 
عمل کنه و اگه عمل کنه انقد وحشتناکه عمله که احتمال بهوش اومدنش ۵۰-۵۰
هستش:(( دلم گرفتو خواستم بحثو عوض کنم میگم زرا کم بزن چقد هی گفتم
بهت گوش ندادی اخر دستاتو ناکار کردی ببین،بعد داشتم میگفتم اميرحسين
امروز مشهد بود میگه امیرکیه؟ میگم وااای زراااا ،میگه حافظم یاری نمیکنه
میگم ای خاک عالم باید جدی جدی ب مامانت بگم هر

ادامه مطلب  

بی احساس نوشت  

دارم 
به خودم یاد میدم
کمتر وبلاگ گردی کنم
چه معني داره 
:)
همانطور که میدانید اینجا هیچ مرزی ندارد
اینجا  همه چیز پیدا میشود 
عشق
خیانت
محبت
ثروث
دروغ
فحش
و......
ولی اگر کل مطالب را بهم وصله زنیم 
عین توپ چهل تیکه میشود
زیبا نیست
:(
 

ادامه مطلب  

617  

فیلم چرتیه این سریال واقعا بی معني و بی مفهومه البته اولاش لج و لجبازیا و ایناش بانمک بود ولی وقتی مجبور باشی همش تو خونه باشی پا تلویزون دیگه مجبور میشی سریالای غمبار این tvرو هم ببینی دیگر ..‌تابستون اروم و بی اتفاقیه تقریبا البته از زندگی شخصیم وگرنه میدونم دنیا چخبره ...کنسرتی هم دیشب رفتیم جیق و ویق زیاد زدم خوب بود برا تنوع ولی واقعا از این حجم از بیکاری و تو خونه نشستن خوشم نمیاد رفت و امد با دوستان و فامیل و پارک و سینما هست ولی کم هست

ادامه مطلب  

 

امضاء و یادداشتی با فونت بزرگ و کادر بندی. داشت دعوام می کرد که معني نداره آدم برای نوشته اش کادر بذاره. جون نداشتم واکنش انسانی نشون بدم گفتم اون کادری که صحبتش رو می کنی دنباله امضامه برای این که سکوت شه چون داشت هی می گفت و می گفت و می گفت. بعدش: "آهان اگر دنباله است که هیچی" فقط برای این که یکهو حجم زیادی خون وارد مغزش شد که این دختر گاهی تقی به توقی می خورد قابلیت دیوانه تر شدن رو داشت.
 
خواب می بینم خیلی "بده" و با صدای بلند این رو اعلام می کنم

ادامه مطلب  

340  

جدیداً یـهـ سـریال کره ایی دیدم !
برام خیلی جالب بود افکارشـون . ما عزرائیل رو خیلی ترسناک و بسیار خشن می بینیم ,ولی اونا اسمشُ گذاشتن فرشتـهـ مرگ کـه یک مرد بسیار قدبلند ِ صدا قشنگ جذاب هس که  لباس مشکی به تن داره با کلاه برسرع که رفتار ِمهربانانه ایی داره ..
که به دیدن شخص میره و اسم شخص رو میگـه و روز متولد شدنش و روز مرگش  و آرومش می کنه که ناراحت نباشهـ بعدشـم میبره توی یه اتاق نسبتا بزرگ پُشت میز میشنن براشون یه نوشیدنی میـآره که بعد از نوش

ادامه مطلب  

ضد داستان  

اگر روزی آن ها را چاپ کنم خیلی ها به من ایراد خواهند گرفت، ممکن است بگویند این چیزها داستان نیست. من هم می گویم راستش اگر منظورتان داستان سرگرم کننده است که آدم ها برای وقت گذرانی می خوانند، نه، این ها که نوشته ام داستان سرگرم کننده نیست. به یک معني ضد داستان است. خوب، صدها نویسنده داستان های سرگرم کننده نوشته اند. اگر آدم می خواهد که فقط شرح ماجرایی را بخواند می تواند برود به سراغ آن ها. شاید این چیزهایی که من نوشته ام مبتنی بر نوعی بینش خاص از

ادامه مطلب  

رقص صوفی بر سفره خالی  

یک صوفی، سفرهای دید که خالی است و از درخت آویزان است. صوفی شروع به رقص کرد و از عشق نان و غذای سفرهشادی میکرد و جامه خود را میدرید و شعر میواند: »نانِ بی نان, سفره درد گرسنگی و قحطی را درمان می کند«. شور وشادی او زیاد شد. صوفیان دیگر هم با او به رقص درآمدند هوهو میزدند و از شدت شور و شادی چند نفر مست و بیهوشافتادند. مردی پرسید. این چه کار است که شما میکنید؟ رقص و شادی برای سفره بی نان و غذا چه معني دارد؟صوفی گفت: مرد حق در فکر »هستی« نیست. عاشقانِ حق

ادامه مطلب  

دروازه ی سخن  

قبل از این که می خواهیم حرف بزنیم چه قدر خوب است که آن را از سه دروازه عبور دهیم تاپشیمان نشویم ،چون حرفی که زده شد دیگر رفته و پس گرفته نمی شود: دروازه ی اول: آیا حرفی که می خواهم بزنم حقیقت داردیانه؟اگر حقیقت دارد( به این معني که حق است و خدا از گفتن آن راضی است وغیبت و عیب گویی از کسی نیست) بگوییم ودر غیر این صورت نگوییم. دروازه ی دوم: آیا گفتن این حرف لزومى دارد یانه؟بعضی حرفها وسوالات گفتنش لزومی ندارد لذا گفته نشود. دنبال حرفهایی باشیم که

ادامه مطلب  

.دستگاههای موسیقی  

همایون (دستگاه موسیقی) موضوعات صفحه دستگاه‌های موسیقی ایرانی نبو دستگاه شور دستگاه همایون دستگاه ماهور دستگاه سه‌گاه دستگاه چهارگاه دستگاه نوا راست‌پنج‌گاه دستگاه همایون یکی از دستگاه‌های هفت‌گانه ردیف موسیقی ایران است.[۱] دستگاه همایون ویرایش واژه همایون در فرهنگ عمید چنین معني شده است: (هُ. یُ) هماگون: خجسته، فرخ، مبارک، فرخنده؛ و در برهان قاطع چنین نقل شده است: نام معشوقه همای است، و قصه همای و همایون را به نظم آورده‌اند و مشهور اس

ادامه مطلب  

سلام صاب خونه ( چشمک)  

21/5/97
امروز بالاخره کلید انداختمو اخرش وارد کلبمون شدم اونم بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم 
شاید بگی چرا کلنجار چون واسم فقط یه کلیدانداختنه همین جوری نبود
اومدن به این کلبه واسم معني تعهد داشت معني تلاش و توکل داشت
واسم مهم بود اینکه وقتی بیام اینجا که از تصمیم واسه ساختن آیندم مطمئن شده باشم 
بین خودمون بمونه منظورم همون تصمیم واسه پیدا کردن توعه
 
البته اینکه دقیقا این روز استارت کارو زدم یخاطر اینکه سالگرد ازدواج حضرت زهرا و امام علیه ..

ادامه مطلب  

336  

آخرشب بود داشتیـم وقتی برمی گشتیـم خونـهـ ..سرمُ تکیـهـ داده بودم به صندلی و پنجره هم باز بود و موهام توی باد می رقصید ! فکر می کردم راجبـهـ هدفُ آیندم یهویی باخودم  گفتم فکرکن اینُ یـهـ روزی با یک عکس قشنگ پُست می کنم;
"این دیوونـهـ کهـ دیگـهـ بر نمی گـرده " یا " من کهـ برگشتنُ بلـد نیسـتم"
خیلی دل چسب بود فکرکردن بهش حتـآ ! ذهنم حسابی غرق رویابافی با هدفام بود  و به سپری کردن لحظـه هام فکر میکردم .این روزها تمام دغدغه ام شده تلاش و درس و کار و ور

ادامه مطلب  

منت کشی  

منت کشی هم بلد نیستی!!!
البته خودتم از اون اول گفته بودی بلد نیستی،یادته؟!
گفتم یاد بگیر،لازم میشه...با این وجود خوب جلو اومدی...بعضی وقتا خودمو جای تو میذارم تا ببینم حاضرم خودمو و غرورمو پیش ینفر دیگ خرد کنم یا نه...اینجاست که پی میبرم چی میکشی اون لحظه...بنابراین سعی میکنم بهت فشار نیارم
اما هیچی عوض نشده،من هنوز یادم نرفته تو اون شرایط که مامان نبود و مسئولیتای من سنگین شده بود و حال آقا جون خوب نبود منو تنها گذاشتی...من همیشه برای تو وقت داشتم

ادامه مطلب  

بیقرار و تنها  

زیباترین اتفاق زندگیم بودی وهستی
چقدر خوبه که بدونی یه نفر با یاد تو زندگی میکنه و توهم خیالت راحته که اونو در کنارت داری ومیتونی زمان گرفتاری بهش پناه ببری و ازش کمک بخوای 
ولی امان ازاون لحظه ای که بفهمی همه تفکراتت یه نوع توهم بوده و جز دردسر چیزی واسش نبودی اونوقته که میفهمی وجودت تو زندگی پوچ و بی معني بوده اونموقع هس که پی میبری دیگه مخاطب خاصش نیستی و از غریبه واسش غریبه تر شدی
آرزوم این هس که روز تولدم داشتمش تا با تبریکش پروازم میداد

ادامه مطلب  

تصور کن من خواب بودم اما تو چه می دیدی؟  

تصور کن من خواب بودم اما تو چه می دیدی؟ 
این بیت چه معني ای داره؟ انکار این که من صرفا یه رویا و خواب نیستم. اگر منم خواب بودم از جنس بقیه ی رویاها و خواب های تو بودم. اما خودت متوجهی که اینطور نیست.
تجسم کن من خواب بودم
من اینقدر دوستت دارم که حتی دوست دارم درگیر خواب هایی که می بینی باشم. دنیای تو وقتی که چشمات بسته است چه شکلیه
تجسم کن من خواب بودم
اگر من صرفا یه خواب بودم یا اگر وجود نداشتم، اون وقت دنیای تو چطور بود؟ زندگی تو چطور پیش می رفت؟ ه

ادامه مطلب  

این روزا  

این روزای من به شدت مسخره و خسته کننده شده ، همین طور که همیشه قبلا میگفتمواقعا چیکار میشه کرد؟
همین الان که دارم تایپ میکنم ،دقیقا نیم ساعت از زمانی که از بازی خارج شدم گذشته
از اول صبح بیدار شدم ،یعنی ساعت 10،تا همین الان یه کله داشتم gta بازی میکردم
همین الان هم دارم آلبوم آهنگای فیلم غرور و تعصب و گوش می دم ,شاید بشینم دوباره این فیلمو نگاه بکنم..
نمی دونم ،انقدر که زندگیمفرحی دارم که دیگه نمیدونم چیکار کنم 
واقعا نمی دونم کسی هست که مثل من

ادامه مطلب  

خواهر  

تو را چگونه بخوانم،
تو را چگونه سرایم.
زبان به کام ندارم تو ماه تر ز ماهی
تو ای نگین خدایی تو تاج بر سر بابا
تو نور چشم زمینی برای مادر خود عشق
تو از قشنگترین رودهای پاک و زلالی
نگاه می کنی و من تمام می شوم از خود
صدای خوب تو انگار بلبلی که به شاخه برای
شادی اش از دل به سر دهد همه آواز
 
تو ای تمام قشنگی حیا و عفت و پاکی
تویی تو معني ایثار
تو دلبری ز ستاره
تمام هستی فدای ناز نگاهت
تو آمدی که بگویی فرشته بال ندارد
تو آمدی که بخوانی سرود صلح و صفا را
ب

ادامه مطلب  

معلومات ی مختصر در باره قرلق های افغانستان  

معلومات ی مختصر در باره قرلق های افغانستان
مقدمه
قرلق :این کلمه در افغانستان یک کلمه ی است که برای بسیاری از شهروندان نا آشنا است،‌و در اکثر موارد با گرفتن نام قرلق در پیوند نام یک افغان، سایر هموطنان ما تعجب می کنند؛ زیرا با آن نا آشنا هستند، و آن را در بعضی از موارد به تمسخر می گیرند.
حقیقت امر اینست که از نظر ادبیات دری و پشتو که زبان رسمی افغانستان است این کلمه چندان هم آشنا نیست، و این یک امر طبیعی است زمانی که یکی از این اقوام افغانستان ا

ادامه مطلب  

خودخواه  

نشست رو بروی من و شروع کرده به گله گذاری از رفیق شفیقش !
او را دوست میدارد !
میدانم !
میگوید : هر از چندی سر و کله اش پیدا میشود ! ادعای رفاقتی میکند و میرود
میگوید : وقتهای دیدنش بیشتر وقتش به گله گذاری میگذرد که نیستی و حواست به رفیقت نیست
میگویم : حق با کیست ؟!
میگوید : با او که نیست ! با من هم نمیدانم هست یا نه! 
میگوید : رفییق از من میخواهد که چرا با من مشورت نمیکنی ؟ حرف نمیزنی !  چرا از تو خبر ندارم ؟
میگوید : به او زنگ زدم ولی جواب نداد و بعد از مدت

ادامه مطلب  

+62 .  

بسم الله
سن آدم که بالا میره انگار چیزایی به تثبیت میرسه درونش . خوب یا بد ، آدم استخدام و محصور شدن لای ماده قانونای باید نبایدی نیستم . خوب یا بد ، روحیه آزادی‌خواهم فراریه از دربند‌شدن . نه به معني زیر‌پاگذاشتن قانون . که منظورم نرفتن سمت قانونیه که تا نری و قبول نشی ، نمیاد طرفت و نسبت بهش آزادی . ممکنه اشتباه کنم اما تا اینجای زندگیم راهی رو اجباراً نرفتم و ازین بابت شکرگزار خدام :)
..
توو جلسه ، همکارای خیـــــلی کم سابقه‌ بیشترین توقع و م

ادامه مطلب  

214 :(  

صــبح بیدار شدم آلارمُ دو دقیقه قبل از خودش خاموش کردم ! حس خوبی بود مث خنثی کردنِ
یه بمــــــب و خوابیدم ! راستش حوصله یِ ورزشُ اصلا نداشتم ...
بعد از مدتها 12 بیدار شدمُ سما اومد خونمونُ با مامان رفتیم سرِخاک ! 
همشون گریه میکردنُ حال سمانه بخاطر عمل معده ای که انجام داده بود یکم نامساعد بود :(
همیشه سرخاک موقع دفن که میرسه کل دنیا برام بی معني میشه...
انگار دقیقا زمان وایساده ُ برگشتیم به نقطه یِ صفر ! حسِ غریبیِ ...
نسبتشون چه دور ُ چه دور از جون

ادامه مطلب  

خاطره f.s عزیز  

شاید بشه گفت همه چیز از اونشبی که همه جمع شدیم خونه ی مامانی شروع شد. مامان بزرگ مادری بنده 4 الی 5 ماه پیش توی پله های خونشون خوردن زمین و نتیجه ی این حادثه ی دردناک چیزی نبود جز شکستگی لگنشون. از اونجایی که همیشه دست شکسته وبال گردن دیگرانه مسئولیت خطیر نگه داری از ایشون افتاد گردن من مفلوک! و همین مسئله سبب شد من بیشتر شب های این بهترین سه ماه سال رو مجبور باشم خونه ی ایشون بمونم. سه یا 4 هفته ی پیش بود امیر حسین و الهه و امیرعلی تصمیم گرفتن به خ

ادامه مطلب  

دوازده.  

همیشه دوست داشتم غروب آفتابو ببینم، اما هیچوقت نتونستم. چون همیشه درگیر دغدغه های زندگیم بودم . که حتی ساده ترین آرزومو برآورده نکردم. همیشه از ارتفاع ترسیدم، اما پروازو دوست داشتم. و حاضر نشدم ترسمو به خاطر عشقم نادیده بگیرم.  خب، دیگه از این خبرا نیست. از این به بعد قراره ترس معني نده. قراره همه آرزوهام بشن تجربیاتم. میدونی چرا؟ چون وقتم داره تموم میشه .
   چون قراره فردا روزی زیر یه خروار خاک باشم.
من از تاریکی می‌ترسم، یعنی می‌ترسیدم. 

ادامه مطلب  

نازدانه ی آبرومند  

 
هر کسی در عاشورا گمشده ای دارد...
مثل گریه کردن ان مادران شهدای مفقودالجسد که هنووززززز چشم براهند و یکجور دیگر برای احوالات سیدالشهداء گریه میکنند...
یا وسط روضه مسلم بغض های پدران چشم براهی که شنیده اند چندصد هزار اسیرایرانی در اردوگاه های عراق بیسرصدا کشته شدند و بی نام و نشان دفن شدند...
یا آه حسرت خواهرهایی که تا جوانی همسن و سال آنموقع های برادر میبینند که وسط دسته ها دارند سینه زنی میکنند برای علی اکبر امام حسین...
یا ...
تو چه ؟
من چه ؟
قا

ادامه مطلب  

درخت عمر  

پادشاهی شنیده بود در هندوستان درخت عمر جاویدان وجود دارد که بر آن میوه هایی از طال آویزان هستند. و هر کس که از آن میوه ها بخورد، به عمری بی پایان دست پیدا می کند. از سر طمع، یکی از وزرایش را به هند فرستاد تا در مورد این میوه تحقیق کند و مقداری از آن را برایش بیاورد.وزیر عازم هندوستان شد و در پی میوه عمر رفت. به هر که می رسید خواسته خود را به او می گفت و سراغ آن درخت را می گرفت. مردم نیز به او و سخنانش می خندیدند و گاهی نیز نشانی های اشتباه به او می دا

ادامه مطلب  

شکایتی از بی شکایتی...  

من خود را به باد سپرده بودم،
به همه اتفاقاتی که اطرافم طوفانی بپا کردند
به همه چیز هایی که در اختیارم نبود
خود را سپرده بودم.
 
برای چیزی نمیجنگیدم 
و برای چیزی به سیم آخر هم نمیزدم
همیشه اینطور بود یا این من بودم که در روزمرگی حل میشدم
مثل مذابه ای در ادامه آب ها و یکرنگی و بیرنگی و هیچ ها...
 
چه ها شده بود مرا؟
خود را کجای قصه رها کرده بودم که دیگر حتی قصه ای برای گفتن نداشتم...
تنها تماشاچی بودم و از قاب قدیمی پنجره نگاه های منتظر می انداختم
انت

ادامه مطلب  

پی نوشت عقد  

سهلام امروز عقد خواهری بود ...
جدا از خوشحالی هاش واسه خوش بختیش خیلی خیلی بردم تو فکر...
 
به این فکر کردم که کارامون خنده دار شده بجای اینکه واسه ثبت یه لحظه خوش تو زندگی تلاش کنیم و از حال خوبمون لذت ببریم تو فکر ثبت چهار تا عکس خوبیم حتی با انجام یه سری کارای نمادین ..خنده داره نه؟؟؟
 
به این فکر کردم که چقدر معني خوب بودن واسه ادما فرق داره
میدونی راستش بیشتر حس کردم که الان دیگه پیدا کردن ادمایی مثله تو که دنیا واسشون ارزش نداشته باشه چقدر سخ

ادامه مطلب  

ویژگی های خدا چه هستند؟  

ویژگی های خدا چه هستند؟
سوال: ویژگی های خدا چه هستند؟جواب: کتاب مقدس، بسیار واضح و روشن درباره صفات و ویژگی های خداوند با ما صحبت می کند. بدون استناد و ارجاع به کتاب مقدس، هرگونه تلاشی برای توضیح صفات خداوند تنها در حد یک نظر باقی خواهد ماند که اغلب نیز اشتباه می باشند. مخصوصا زمانیکه، حرف از شناخت خدا باشد. (ایوب فصل 42 آیه 7) تلاش برای درک شخصیت و صفات خدا، قدمی فراتر از توانائی ماست. بنابراین نداشتن چنین شناختی از خدای حقیقی، زمینه ای خواهد ب

ادامه مطلب  

روزگار می‌گذرونیم!  

در یک مکالمه‌ی رودررو یا حتی پشت تلفن، ممکن است به خودت بیایی و در ذهنت بگویی این همه تعارفات و جملات نسنجیده و بی‌معني از کجای ذهن تو می‌آید که حتی وقتی جمله از دهانت خارج می‌شود، منتظر پاسخش نیستی. جملاتی مثل "چه خبر؟"، "چی‌کارا می‌کنی؟"، "کار و بار چطور می‌گذره؟"، "خانواده چطورن؟" و هزاران جمله‌ی بی‌لعاب دیگر. جوابش هم یحتمل همین‌هاست: "سلامتی"، "ذکر خیر شما"، "همه چی امن و امانه"، "همه سلام می‌رسونن". جواب‌هایی از سر عادت.
اما جمله‌ای ک

ادامه مطلب  

به دنبال نجات!  

به نام خدایی که راه های فرار رو باز گذاشت.
 
شت!
می خواستم توی یک جایی که کرور کرور خواننده داره مطلب بنویسم! هزارتا هزارتا می خوننم! صدتا صدتا نظر می دنم! امّا ازشون می ترسم! مثل چی می ترسم! خدا بگم لعنتت کنه هولدن کالفیلد... خدا بگم چی کارت نکنه.
 
توی خودم گم شدم، صدام به صدام نمی رسه و جرات حرف زدن با هیچ آدمی رو ندارم.
ببینید نگید که فکر می کنید مثل لال ها یک گوشه می شینم و هیچی نمی گم و از این مزخرفات. یا تو اتاقی که ندارم کز می کنم و لام تا کام ده

ادامه مطلب  

72. تنهایی و...  

به تنهایی که فکر میکنم با همه ی غصه ها و خلأهاش بازم دوسش دارم..میدونی یه آدم تنها از هرچیز کوچیک و ساده ای هم میتونه به وجد بیاد میتونه بر یه لحظه هم شده غم هاشو فراموش کنه و طعم خوشبختی رو بهتر بچشه.. آدمی که سردی روزگارو بیشتر از گرمیش چشیده وقتی یه کوچولو موج گرمی هم بیاد طرفش از خود بیخود میشه.. با خودم فکر میکنم دنیای اونایی که تنها نیستن چه شکلیه؟ اونایی که در کنار معشوقه شون هستن عشق رو چطور میبینن... دنیا رو همین تضادها معني میبخشه..اونی ک

ادامه مطلب  

چرا برخی از انسانها چپ دست هستند؟  

امروزه حدود ده درصد از جمعیت جهان چپ دست هستند. از نظر این افراد برخی ابزار و امکانات ناعادلانه ساخته شده است و آنان را با چالش های فراوانی روبرو می کند. سیزدهم اوت (23 مرداد) به منظور افزایش آگاهی در مورد این تفاوت و مشکلاتی که گاهی افراد چپ دست با آن مواجهند، روز جهانی چپ دستان نامگذاری شده است.
 
روز جهانی چپ دستان برای اولین بار در سال 1976 میلادی شکل گرفت. هدف از نامگذاری این مناسبت، مشکلاتی بود که اغلب چپ دستان با آن مواجه می شوند. بسیاری از ا

ادامه مطلب  

فحش رابطه‌ی مستقیم با اقتصاد دارد!  

انسان جایزالخطاست. یعنی غیرممکن است بشری وجود داشته باشد که بتواند ادعا کند در زندگی خود خبط و خطایی انجام نداده. اما بالاخره افرادی هستند که همیشه در تلاشند حجم خطای خود را به حداقل برسانند. نمونه‌اش یکی از دوستانم بنام "میم - ب". آقای "میم - ب" به شدت خوددار است و از هرگونه خطایی (که البته به نظر خودش خطاست) رو برمی‌گرداند. و ادعا دارد در طول عمر خویش تابحال نشده که از فحش "ک" دار استفاده کند. با توجه به آشنایی طولانی من با ایشان، بنده هم می‌توا

ادامه مطلب  

عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما تهنیت باد.  

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدا و آل محمد و علی ابراهیم خلیل الله و آل ابراهیم خلیل الله و علی جمیع انبیائک المرسلین و علی آل جمیع انبیائک المرسلین
ابراهیم، اسماعیلش را قربانی کرد و حسین، اکبرش
و اصغرش و قاسمش و عباسش و همه چیزش را عید قربان مبارک.
 زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم . . .
✦✦✦✦
 سربلندی ابراهیم، آرامش اسماعیل، امیدواری هاجر، عطر عرفه
و برکت عید قربان را برای شما آرزومندم
زندگیتان به زیبایی گلستا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1