رمان ایرانی تقاص این روز ها  

رمان ایرانی تقاص این روز ها.......( عاشقانه و باز هم از نظر من چرت و پرته رمان فقط اساطیری)
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون

ادامه مطلب  

بلندی های بادگیر  

بلندی‌های بادگیر اولین و تنها رمان امیلی برونته است. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث کلیف و کترین ارنشاو است.*و این‌که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌گی

ادامه مطلب  

رمان تعقیب سایه ها  

دانلود رمان تعقیب سایه ها
دانلود رمان تعقیب سایه ها . کل فلیپس، افسر پلیس لس آنجلس، در اولین ماموریت کاری متوجه
وجود باند خلافکاری در سطح شهر می‌شود؛ اما چون کسی حرف او را باور نمی‌کند، مجبور
می‌شود به تنهایی برای نابودی این باند تلاش کند و در این راه چیز‌های زیادی را قربانی می‌کند.
 
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.apk اندروید
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.pdf کامپیوتر
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.epub ایفون
 
 

ادامه مطلب  

باران برگ  

كنارم باش امشب ، از من بگو تا سحراز روز های بی تو ارام بگو تا سحراز باران برگ بگو در ان پاییز سرداز فصل بودنت از شب بگو تا سحراز جنگ با اهریمن، تنها یی قلم ازبودنی كه نیست از شب بگو تا سحر از اولین نگاه تا اخرین خاطرهاز چشمان جذابت ، از شب بگو تا سحر

ادامه مطلب  

جین اوستین...  

از اینکه طرفدار رمان های جین اوستین بودم و هستم نمیتونم خودم تبرئه کنم، اما فیلم گم شدن اوستین خیلی زیباست، مگه میشه کسی بینه و عاشق دارسی نشود...!؟
سر فرصت حتما ً تیکه هایی از کتاب ها رو که خوندم اینجا میگذارم...
رمان هاش شخصیت پردازی های عالی، نشان دادن اشرافیت به گونه ای خاص، اشرافیت فقط زرق و برق لباس ها و تجملات خانگی نبوده،کتاب، موسیقی، ادب و تشخص و حتی رقص هم به گونه ای خاص پرداخته شدند...

ادامه مطلب  

ملکوت  

 ” ملکوت “، شاید تنها داستانی باشد که بتوان از آن، در کنار ” بوف کور ” صادق هدایت، به عنوان یکی از ماندگارترین رمان های ایرانی یاد کرد. بهرام صادقی نویسنده این رمان، گرچه یکی از کم کارترین داستان نویسان ایرانی است، و از وی تنها مجموعه داستان “سنگر و قمقمه های خالی” و رمان “ملکوت” منتشر شده، اما توانسته یکی از ماندگارترین و در عین حال مرموزترین داستانها را خلق نماید. جالب اینکه به دلیل عدم وجود حواشی مختلف در زندگی نویسنده (مانند صادق هد

ادامه مطلب  

عروس شدنت مبارک:)  

خواهر جان ما به کمک و یاری خدای مهربان همزمان با میلاد امام رضا میرن سر خونه زندگی شون:) منم به لطف سر کار رفتن و اوایل شروع به کارم و نداشتن مرخصی نتونستم زودتر برم و اونجا باشم . فقط در این حد میرم که دو روز عروسی اونجا باشم. امروز رفته بود پرو لباس عروس. خیلی دوست داشتم منم اونجا بودم و تو لباس عروس میدیدمش اما نبودم:) مطمنم اون روز عروسی اینقدری سرمون شلوغ میشه که اصلا یه لحظه هم وقت ندارم که نگاهش کنم:))) واای چه شلوغی میشه خدا میدونه . مهمونام

ادامه مطلب  

رمان ایرانی عاشقانه او مرا کشت  

مقدمه: گذشته در چشمانم مانده است. گذر ثانیه‌ها‌ در نگاهم مشهود است. چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی. صبور می‌مانم و بی تفاوت می‌گذرم، تا نفهمی که هنوز هم دوستت دارم.
 
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون
 

ادامه مطلب  

من و روز بیکاریم  

خیر سیرم استعلاجی میگیرم استراحت کنم
من که نمیتونم به مامان دروغ بگم
بهم میگه چیکاره ای
میگم بیکار
خوابیدم
مظلوم میگه
مادرجان میای بریم بازار برا عروس جدید خرید کنیم
الهی من فدات شم خوب مامان جون وقتی تو انقدر ماهی من چطوری بهت بگم نه
پاشدم رفتم سوارشون کردم عروس خانم و مادرشونم سوار کردیم تا خود یک تو بازارها بودیم
آخرشم خسته و کوفته رفتم خونه وایستادم ناهار درست کردم تا ساعت 4
تازه دراز کشیده بودم یک کم دردم کم شه
که همسری اومد 
ناهار که چ

ادامه مطلب  

مصاحبه  

مصاحبه ای دربارة رمان شکوه زندگی با خبرگزاری کتاب ایران
در ابتدا توضیحی مختصر راجع به قصه رمان «شکوه زندگی» بیان کنید و بفرمایید دلیل شما برای انتخاب این رمان برای ترجمه چه بوده است؟«شکوه زندگی» را می‌توان در زمره رمان‌های زندگی‌نامه‌ای فرض کرد. رمان حول محور زندگی فرانتس کافکا و رابطه عاشقانه‌اش در آخرین سال عمرش با دورا دایامانت می‌گردد. «شکوه زندگی» را از بین چندین رمان مطرح در ادبیات معاصر آلمان انتخاب کردم. صادقانه باید عرض کنم ک

ادامه مطلب  

رمان ایرانی هستی ام را نگیر  

هستی که با امیدی بی‌انتها برای آینده؛ روزگار میگذرونه،به طور تصادفی با پسری به نام مهیار آشنا میشه که تصمیم به ازدواج می گیرن؛ اما روز ازدواج اتفاقی میفته که چهار سال از زندگی هستی رو تحت تاثیر قرار میده، حالا چهار سال از زندگی هستی می‌گذره و اون رویدادهای جدیدی رو پیش رو می‌بینه…
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20

ادامه مطلب  

 

فردا شب شب یلدا است.
فردا شب شب خاطره ها است.
فردا شب شب مهمان شدن است.
فردا شب شب اولین عروس و دامادها است.
فردا شب شب خاطره بازیها است
فردا شب شب تخمه خوردن و گاز زدن هندوانه است
فردا شب شب امیدوار شدن به فردایی نزدیک است
فردا شب شب با خدا راز و نیاز کردن است.
شب یلدای همه شما به عشق و شادی
 
این متن از خودم بود. اگر کسی خواست جایی این را کپی کنه حتما با اسم من این کار را انجام بده
 

ادامه مطلب  

335  

من بر عكس اغلب خانم ها علاقه ای به خرید و هی بازار و مغازه و فروشگاه رفتن ندارم! بر عكس در صورتیكه لازم به خرید باشه تو اولین مغازه و با اولین انتخاب خریدم رو میكنم و تمام!! مثلا شب یلدایی برادر محترم قصد داشتن برا منو عروس یه كاپشن بگیرن من همون اول كه عروس پوشید گفتم خوبه و خودمم صرفا جهت انتخاب سایز تن كردم و تمام!! اما عروس چند مدل تنش كرد و حتی همون مدل انتخابی منو در سه سایز پوشید و بعد رضایت داد!! با ادمای سخت خرید ، خیلی خرید كردن سخته!! همز

ادامه مطلب  

اندر تصمیمات کبراییه من  

امروز عموی بابا در سن تقریبا هفتاد و پنج سالگی تجدید فراش کرد. خانومش یک سال پیش فوت شده بود' امروز با چنتا ماشین رفتن دنبالش و عروس خانوم رو بردن ب خونه مارو هم دعوت نکردن ک بریم بزن و برقص براشون راه بندازیم. خخخخخ (:
امیدوارم خوشبخت بشن
.............
امروز یدفعه بسرم زد بعد از تموم تصمیماتی ک گرفتم و ولشون کردن روبان دوزی رو هم امتحان کنم.
بنظرم جالب میتونه باشه
یادم باشه فردا چنتا فیلم اموزشی ازش دانلود کنم.
در کنارش برنامه خوندن زبان و تفسیر قران

ادامه مطلب  

هفته عاشقی ...  

شنبه شیوه لبخندت دلارام می کند ، قلب مضطربم را یک شنبه یک کلامت و یک نگاهت کوچه های دلم را به تسخیر خود در می آورد . دو شنبه دو دلی مرا یک دلی تو در خود محو می کند . سومین شنبه شعر و عشق و غزل میریزی بکاممچهارمین شنبه مستی و شور و شعور و ترانه می باری بر سرمپنجمین شنبه شش جهت را برایت گل باران می کنم و با عطر گل محمدی برایت شراب ناب می سازم تا با هم تغزل کنان مست مست پایکوبی کنیم ....و در جمعه هفت شهر عشق را برایت چراغانی می کنم .... تا عروس شهر را به حج

ادامه مطلب  

بهار  

خدایا....معبود من....سرورم....بهاریمان کن...
 
بگذار بیشتر تورا ذخیره کنیم در خودمان....
 
جز تو که را داریم تا دست بر دستانمان بگذارد
 
عاشقانه و ارام بهار وجودمان را شکوفا کند...
 
دوستت دارم نازنین معبودم..
 
 
همه را ببخش و بیامرز..مرا نیز....

ادامه مطلب  

رفتار ترس  

 
رفتار ترس: ممکنه گاهی اوقات پرنده تو شب بترسه(همینطور روز) که بیشتر برای پرنده های جدید اتفاق میوفته که تازه اومدن تو محیط اگر طوطی شما در طول شب ترسید لامپ رو روشن کنید و برید پیشش و باهاش صحبت کنید وقتی ارام شد دوباره چراغ رو خاموش کنید اگرم وحشیه بهتره بعد از روشن کردن لامپ از فاصله دور تر باهاش صحبت کنید (در هر حالت بهتره پرنده در تاریکی مطلق نباشه و همیشه نور کمی به قفسشون بتابه تا با کوچکترین تغییری در تاریکی شب،مثل افتادن نور ماشین ه

ادامه مطلب  

 

باید باور کرد ضروری نبودم.
دوست داشتم ضروری باشم،
دلم میخواست برای چیزی یا کسی ضروری باشم. نبودم!
کلمات#ژان_پل_سارتر
 
پ ن :اعصابم به نازکی و آسیب پذیری ریشه های یک دانه جوانه زده شده ،
          هرچند شاید تولدی در کار نباشد ...
         دلم یک جای ارام و بی صدا میخواهد ...
 

ادامه مطلب  

داستان کوتاه: کاسه چوبی  

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند. دستان پیرمرد می لرزید، چشمانش تار شده بود و گام هایش مردد و لرزان بود. اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع می شدند، اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می گرفت غالباً شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت. پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه

ادامه مطلب  

کتاب "جین ایر" :)  

دیشب خواب دیدم که رفتم به یه خیابون که سه تا کتاب فروشی توشه.کتاب فروشی ها هم از این کتاب فروشی ها نبودن که یه مغازه باشه و بعد توی اون مغازه کتاب بفروشن.یعنی یه مغازه ی نقلی و کوچولو نبودن.چه طوری بگم.آهان.جلوی فروشنده ی کتاب ها یه میز بزرگ بود که روش پر کتاب بود.کتاب فروش ها هم توی پیاده رو ی خیابون بودن.خلاصه من توی خوابم دنبال کتاب "جین ایر (Jane Eyre)" می گشتم.توی اولین کتاب فروشی نبود.توی دومی هم نبود.دیگه داشتم ناامید می شدم که توی سومین کتاب فر

ادامه مطلب  

عروس عمو  

عموم تهران یه ویلایی داشت داد واسشون آپارتمانی ساختن و شش واحد بهشون دادن بعد تو این مدت یه عروس داشتن که پاپیچشون شده بود سر یک سال باید عروسی بگیرین این در حالی بود که عموم همون اول بهشون گفت این پسر من هیچی نداره منم نهایت یه عروسی واسشون بگیرم بعد هی دبه دراورد که باید عروسی بگیرین عموم هم اون مدت هیچی پول نداشت گفت نمیتونم عروسی بگیرم بعد گفت اگه نگیرید حامله میشم آبروتون بره انقد وقیح و پر
خلاصه دید نشد گفت میخوام بینیمو عمل کنم پسر عمو

ادامه مطلب  

محمود دولت آبادی فرزند شایسته سبزوار و آقای رمان ایران  

محمود دولت آبادی نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ایران متولد 10 مرداد 1319 در روستای دولت آباد سبزوار متولد شده است.
وی از بزرگترین مشاهیر معاصر خراسان غربی محسوب می شود.
رمان بلند (ده جلدی) کلیدر مشهورترین و با ارزش‌ترین اثر دولت‌آبادی می‌باشد، کلیدر، دولت‌آبادی را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد.آثار دولت‌آبادی به زبان‌های انگلیسی،فرانسوی،ایتالیایی،نروژی، سوئدی،چینی،کردی،عربی،هلندی،عبری و آلمانی ترجمه ش

ادامه مطلب  

جهان در آستانه ظهور  

برخی ها حواث ظهور را چنان ساده می گیرند که انگار با یک انقلاب درون یک کشور مواجه اند در حالی ظهور یک حادثه عظیم در جهان خاکی و کاینات محسوب میشود و حتا در اکثر روایات از آن بعنوان قیامت صغرا یاد شده است پس از این جنبه دو شباهت به قیامت دارد که باید ان را در نظر گرفت :
اول : ناگهانی بودن آن 
دوم: عظیم بودن بلایای قبل از آن 
البته این دو به یک آن رخ نمی دهد یعنی بلایای آن مقدماتی دارد که ارام ارام شروع میشود مثل قحطی و جنگ که مردم جهان متوجه قحطی میش

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

بخشی از کتاب/ تا حالا کسی خانواده ات را قضاوت کرده است؟آخرین خبر96/10/04 20:59--------------------------------------------------------------------------------کتاب1آخرین خبر/ زیاد شنیده‌ایم که مورد قضاوت واقع شده‌ایم و نباید دیگران را قضاوت کرد. امری که روزانه به آن برمی‌خوریم یا از این و آن می‌شنویم. شاید برای اینکهنگاهی دیگرگونه به این موضوع که به طور روزمره با آن مواجه می‌شویم داشته باشیم به سراغ ادبیات برویم و از آن زاویه به آن نگاه کنیم. اینگونه درک بهتری از اینموضوع پیدا می

ادامه مطلب  

رهگذر. !  

شعرها:شعرها:MOHD MSDI "HARA":"رهگذر"
ای که پری رویی و سیمین بدن گوشه جشمی سوی ما می فکن تا که ازین کوچه گذر میکنیمیرود از کف دلم ای سیمتن
خوش حرکاتی و پری پیکریزلف سیه بافته ای چون رسن
ان تن چون برگ گلت نازنینبرده طراوت ز حریر یمن
وه ! که خرامیدن با غمزه راکبک بباید ز تو اموختن
صبر و قرار از همه دلها بریپای نهی گر تو به هر انجمن
همچوتویی گر به گلستان رودغنچه گریبان درد از خویشتن گرتوبدین خوی به صحرا شویغلغله افتد به حریم چمن
زرد شود رنگ رخ بوستاناز نگهی

ادامه مطلب  

دیشب خوابتو دیدم  

این دومین باره تو این هفته خوابتو دیدم خیلی وقت بود اینطور مهربان ندیده بودمت آغوشت گرمترین و امن ترین جای جهان برای من است صدای قلبت صدای آرام نفسهایت و حرفهای آرامش بخش و امیدوار کننده ات، حرفهایی که با واقعیت وجودی ات متناقض است میگویی فراموشت نکرده ام اما فراموش کرده ای هیچ سراغی از من نمیگیری، می گویی از هر چیز در دنیا عاشقانه تر دوستم داری اما تنهایم گذاشته ای
اما من هنوز هم به این توهمات رویایی خود معتادم تنها جاییست که می توانم ثانی

ادامه مطلب  

اولین پست من در سال 1396  

 گویند شما فصل بهاری اقا
 به دل خسته ی ما صبر و قراری اقا
 
 
خدای نازنین من ....جان دلم....مهربانم....آرام جانم...بیقرارت هستم و قرار نمیدانم....
 
کمی این قلب خاک گرفته را نو کن.....کمی آرامشم ده....
 
سرور من....سالار من.....مرا دریاب....بی تو بودن آتشم زده عجیب...
 
تو که باشی من خوبم...و نبودنت بیمارم میکند....
 
باش نازنینم...باش ارام جان...خدای من ....

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رفتار  

رفتار: کلا طوطی ها جنب و جوش زیاد دارن و هر چیزی رو میجوند و در دورانی این جویدن بیشتر میشه اونا به راحتی میتونن سیم برق رو بجون پس اونارو کنترل کنیداونها کنجکاو هستند و دنبال کشف چیزهای جدید میگردند جوجه ی عروس هلندی به خوبی با انسان خو میگیره به طوری که بدون اموزش به سمت شما پرواز میکنه (نه تو محیط ازاد) البته چون خو گیری شدید داره باید رفتارش رو کنترل کرد و زمان معینی برای بیرون اوردنش تایین کرد چون اگه همیشه ازاد باشه وقتی داخل قفس میره

ادامه مطلب  

درباره رمان شکوه زندگی  

به قلم مترجمدربارة رمان شکوه
زندگی

 

شکوه زندگی درباره کافکا است؟ شکوه زندگی رمانی
عاشقانه است؟ شکوه رندگی رمانی زندگینامه‌ای است؟ اگر از من مترجم می‌شنوید این چند
خط را بخوانید.






شکوه زندگی روایت تردیدی است که به عشق می‌انجامد. تردید نسبت به چه؟
تردید نسبت به زندگی و تن دادن به آن. کافکا جایی خود را همواره
ایستاده  در آستانة زندگی توصیف می‌کند.
رمان شکوه زندگی بیش از آن که رمانی صرفا عاشقانه یا صرفا زندگینامه‌ای باشد،
روایت عشق و رو

ادامه مطلب  

اشعار كردي ماموستا ئاگر(دكترمحمدقدمي بانه/كوردي شير وان  

كوردی شیروانم دانیشتوی ئیران
یا خوا قه ت نه بری ده نگ له دلیران
ریوی و چه قه ل با ،هه ر بقروسكینن
به حیزیی خویان خو بماسینن!
پیاو ئه و پیاوه یه  گورز بوه شینی 
نه ك به كه ژ ده رپیی،ژن شه ر پیك بینی 
ماموستاگوران خوی را ده كیشی 
حیزیی كوانی به ،ده سته وام ده شیی!
شكایه ت چیه و گله یی و بناشت
كی به ره نده یه؟! ئه وه ی توپی "كاشت"!
له سه ر به رمال هه ر ده لیم خودایه
شه رمان لی لاده ئا له م دنیایه
قول له كراسیش گه ر هاته ده ری
چی ده بی با بی !له كه ر كووك گه ر

ادامه مطلب  

تأثیر گذر زمان بر رفتار و خلق و خوی انسان(13)  

گذر زمان را به حمام بهمن آباد کشاندیم که عروس و دامادهای فراوانی از آن خاطره دارند  داشتم گذشته ها و اتفاق ها و آمدو رفت های آدمیان را به تسبیح فکرم می کشیدم صدها نفر را از قاب نگاهم عبور دادم که به عنوانِ عروس داماد در آن حمام پر خاطره غسل شبِ عروسی و دامادی را به جا آوردند و سر انجام چندی بعد و کمی آن طرف تر همان داماد و عروس هایی که دهها نفر جلوی حمام  منتظرشان بودند تا از حمام به در آیند و چهره هایشان را بوسه باران کنند و با آواز دلپذیر گل به

ادامه مطلب  

481  

من ایده های زیادی برای رمان های زیادی داشتم و دارم ؛ اما همین که برای خودم توی وُرد مینویسم ناامید میشم . خیلی جاها گشتم و انگیزه ای برای ادامه دادن ندیدم . خیلی ایده هارو فراموش کردم و فقط سه تا رو نوشتم که دارن ته پوشه ها دسکتاپم زندگی میکنن ... ولی هنوز امید به اینکه نویسنده بشم رو دارم . تمام سعیم رو میکنم که فقط بخونم و بخونم تا یک روز بتونم بهترین رو بنویسم ... که البته فعلا مطمئن نیستم ... ولی امیدوارم :))

ادامه مطلب  

817  

چراغای خونش انگار خاموش روشن میشن...تو فکرم ازش بپرسم مگه کسی خونشه !!!! خودش که تا اخر هفته بلاد پدریه....اعصابم خورده ...فکرنکنم دروغ گفته باشه...اخه مرگ پدر مگه دروغم میشه...عکسشو دیشب برام فرستاد.....
امروز اصلا از صب بیکار نبودم..کلاس ..بازار با عروس و بعدشم رفتم کار سیس تا الان...
وقت نکردم براش حتی یه نقطه هم بفرستم....اگه منو یادش باشه تا اخرشب تا دم دمای صب وقت داره یاد کنه...وگرنه باورم میشه من چقد براش بی ارزشم ....
از عادت گفتیم اون شب تو ماشین....م

ادامه مطلب  

برادران کارامازوف  

"توجه کرده ای که وسط زمستان وقتی درجه حرارت به صفر هم می رسد، مثل حالا که اوائل زمستان است و موج سرمای ناگهانی در کار است، به خصوص که برف زیادی هم نیست، سرما را زیاد احساس نمی کنیم. دلیلش اینست که مردم به آن عادت نکرده اند. در مورد آدمها همه چیز بسته به عادت است، همه چیز حتی در روابط اجتماعی و سیاسی آنها. عادت قوه ی محرکه ی بزرگی است."
عادت کردن همیشه خوب نیست. مثل من که به کم خوندن عادت کردم، بعد از چهار ماه برادران کارامازوف رو تموم کردم. فهمیدم

ادامه مطلب  

طرح مسائل فلسفی در قالب رمان/ قلم پیشرو و آینده‌نگر دیدرو  

«ژاک قضاقدری و اربابش» یک رمان فلسفی است که سوالات و برخی موضوعات فلسفی را در چارچوب داستان مطرح می کند. این رمان در حوزه ادبیات نیز اثری پیشرو و جسورانه است.
خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: دنی دیدرو نویسنده قرن هجدهمی فرانسه، هم فیلسوف بوده و هم داستان‌نویس. البته کار خود را در حوزه ادبیات با ترجمه شروع کرده است. با این حال، فیلسوف بودنش را می توان هم از داشتن شمار زیادی از دوستان فیلسوف، و هم داستان هایش متوجه شد.
رمان «ژاک قضا قدری و اربابش» که ب

ادامه مطلب  

مهتاب شبی بود.....  

 
پر از چانه زنی های یک دل... که سر در گریبان هوای زمستانی شده... 
مهتاب شبی بود
پراز حرف های خیس خورده که نم کشیده اند
زیر یواشکی خواستنی های تو.... ک چقدر ارام و متین جانت را به یغما می برند.... 
و دود می شوند تمام بکر های طبیعت من.... زمانی که دیگر استعمار چشم هایت 
مرا نوازش نمی دهد... 
و چقدر میخواهم قدم بزنم در حُرم شاعرانه ی نفس های تو... 
مهتاب شبی باشد ومن... 
. در پیچ و خم کوچه های آغوش تو.... همان زمانی که
سخت مرا به سنگ فرش سینه ات می فشاری و من پر م

ادامه مطلب  

دانلود کتاب صوتی قلعه حیوانات اثر جورج اورول  

مشخصات فایل دانلودی:عنوان فایل: دانلود کتاب صوتی قلعه حیوانات اثر جورج اورولاز طریق کلیک بر روی "دریافت فایل" به رنگ آبی می توانید فایل با عنوان ذکر شده را دانلود نمایید. سایت دانلود تحقیق ، پاورپوینت ، کارآموزی، پروژه، کتاب ، نمونه سوالات دانشگاه و دبیرستان با مجموعه عظیمی از فایل های مورد نیاز دانش آموزان و دانشجویان و ...، راهی برای برای جستجوی فایل های مورد نیاز می باشد. همه فایل ها دارای پشتیبانی انلاین بوده و در صورت بروز مشکل می ت

ادامه مطلب  

آسانسور  

#آسانسور# 
به قلم :نیلا
 
خلاصه ی از داستان رمان:
داستان در مورد دختری به اسم منا دانشجوی رشته پرستاری که در حال گذروندن طرحش توی یکی از بیمارستانای تهرانه…پدر و مادرش و کلا خانواده اش تو شیراز زندگی می کنن….قراره این خانوم خوشگله عاشق یکی بشه…حالا این یکی کیه.؟. الله و اعلم ..یکی هست دیگه…

ادامه مطلب  

استقبال از شب یلدا با کمپین «یلدای مهدوی»  

گروه فضای مجازی مشرق - پاییز فصل انقلاب فصل‌هاست تمام طبیعت متحیر و مغلوب بغض آسمان می‌شود.فصل شاعرانه‌ای که با گریه‌ی ابر دل زمین را می‌برد، انتهای این دلدادگی شبی است بلند شب یلدا بلندترین شب عاشقانه‌هایی است که به یمن آمدن نو عروس سپید جامه زمستان به شادی گرد هم آمده، غزل‌های عاشقانه و نقل لیلی و مجنون می‌کنیم.اما امسال شب یلدا مصادف شده با آغاز امامت امام مهدی(عج) که جهان در انتظار اوست و به یمن این تقارن، یلدای امسال یلدایی عاشقانه

ادامه مطلب  

دانلود کتاب صوتی گویا قلعه حیوانات اثر جورج اورول  

مشخصات فایل دانلودی:عنوان فایل: دانلود کتاب صوتی گویا قلعه حیوانات اثر جورج اورولاز طریق کلیک بر روی "دریافت فایل" به رنگ آبی می توانید فایل با عنوان ذکر شده را دانلود نمایید. سایت دانلود تحقیق ، پاورپوینت ، کارآموزی، پروژه، کتاب ، نمونه سوالات دانشگاه و دبیرستان با مجموعه عظیمی از فایل های مورد نیاز دانش آموزان و دانشجویان و ...، راهی برای برای جستجوی فایل های مورد نیاز می باشد. همه فایل ها دارای پشتیبانی انلاین بوده و در صورت بروز مشک

ادامه مطلب  

گریه درمانی  

علم، گریه درمانی و جیغ درمانی را ثابت و تجویز نموده استدر مواقعی که هیچ کس حرف دلت را نمی فهمد، باید فریاد کشید و
ضجه زد تا آرام گرفت.... تا شاید دردی از دردهایت کم شود.
حالا می فهمم هنگامی که قلبم به درد می آید و فقط بغض می کنم و
ارام اشک می ریزم اما آرام نمی شوم حکمتِ این که
دستور به ضجه زدن می دهند بر نبودن مهدی روحی فداه یعنی چه؟ ❓⁉️❓
: فَلْیَبْکِ الْبَاکُونَ وَ إِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ
الدُّم

ادامه مطلب  

فرهنگی  

فرهنگی
فرهنگ و رسوم مردم شمزان همانند دیگر فرهنگهای موجود در شهرستان قلعه گنج میباشد که از دوزگاران گذشته وجود داشته وهم کنون نیز وجود دارد.                                                                      
مردم این این روستا باگویش خاص ولهجه محلی خود سخن میگویند و در مراودات عامیانه انان صفا وصمیمت خاصی موج میزند که نشان از مهربانی و مهمان نوازی انان دارد.                                        
بیشترانان لباس فارسی  می پوشند و درمیان انان تعداد کمی پ

ادامه مطلب  

یخ  

سرد و شاکف ، تاریک و ظالم. شب بعد از برف. ابر روی ماه را پوشانده. نوری نتوان دید. مروارید چون تکه سنگ مانَد. دست ها سرد. سر ها در گریبان. تکیده و تنها و خیابان بی انتها. کفش ها یخ زده. پاها ناملموس. تنها امید مرگ لحظه ای عشق است. کور سوی نور محبت میترکاند یخ های بلور آجین دل ها را. دلی گر بازیابید تا همیشه آفتاب عشق در درون شما شعله ور خواهد ماند. گر آفتاب دلی را خاموش کنید باید به یخبستگی دل خود به نظاره بنشینید. پر از عشق باشید در همین دوران امپراتور

ادامه مطلب  

1034  

هنوز هم به این بد مستی معتادم، عجیب من از دنیای واقعی و آدم های واقعی دور میکنه...
فکر تمام پاییز و این هفته ی گذشته رو به رمان خوندن سپری کردم، بد مستی که گاهی افسردگی در پی داره، شادی کاذب و حس خوب زودگذر، دیشب که دلتنگ شدم، به خودم برگشتم که فکر می کردم موضوع برام حل شده و حالم خوبه اما هیچی حل نشده یعنی تا حرف نزنی هیچ چیز حل نخواهد شد و چه میل عجیبی در من هست برای سکوت از این بابت، فرار کردن به روبرو شدن با واقعیت ترجیح دادم، فرار از قضاوت کرد

ادامه مطلب  

عشق وآتش  

#عشق و آتش#
 
نویسنده : نیلا
خلاصه ی از داستان رمان:
داستان در مورد دختریه که همه اهل محل و خانواده بهش می گن فری….فری مجبوره برای امرار معاش و زندگیش همراه برادرش جمشید دست به انواع دزدی بزنه…… ….جمشید ادم لاابالی و خوش گذرونیه وهمش گند بالا میاره ……..و کلی ام به رضا موشی بزرگترین شر خر تهرون بدهکارهتو یکی از این دزدیا فری مجبوره میشه وارد بازی بشه ….که سرنوشتشو حسابی تغییر
می ده ….
پایان خوش

ادامه مطلب  

میتوانیم این طور باشیم  

ﺁﺩم هاﻱ بزرگ ﻗﺎﻣﺘﺸﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﻧﻴﺴﺖﺧﺎﻧﻪ ﺷﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﻧﻴﺴﺖﺛﺮﻭﺗﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﻴﺴﺖﺁنها قلبی ﺑﺰﺭﮒ و ﻧﮕﺎﻫﻲ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ....
یه ﻛﺎﺭﺕ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺳﻴﺪ ﺍﺯ ﺑﺲ ﺟﺬﺏ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﺕ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻢ :ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺷﺨﺼﻴﺘ ﻬﺎﻱ ﻣﻬﻢ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﻭ ﻋﺮﻭﺱ ﻣﻴﻜﻨﻪ ، ﺑﻌﺪ ﺗﻮﻱ ﻛﺎﺭﺕ ﻋﺮﻭﺳﻴﺶ می نوﻳﺴﻪ ﻛﻪ :ﺑِﺎﺳْﻤﻪ ﺗﻌﺎﻟﻲ ؛"ﺧﻮﺍﻫﻲ ﻛﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﻒ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ،ﺷﻴﺮﻳﻦ

ادامه مطلب  

عادی سازی  

سلام
پاییز پانزده
حال ما خوبستگرامی‌مادر، رمان می‌خواند و سریال تماشا می‌کندارجمندبابا، بهانه گیری می‌کند و غُر می‌زندمنم نمددوزی

ادامه مطلب  

که من هستم ...  

 
 
 
کی میگه ،، وسط اینهمه هیاهو و سر شلوغی نمیشه کتاب خوند ،،،
ها !!!!!
 
پستچی چیستا یثربی رو اگر هنوز نخوندید ،،،،
حتما بخونید ...
من تقریبا رمان ایرانی نمیخونم اما ،،،
این کتاب رو عمیقا دوست داشتم ...
اونقدر که بین همه ی گرفتاریهای در هم پیچیده ی این روزهام ،،،
خوندنش رو "سه " روزه ،، تموم کردم ...
 
و کتاب ،،، خوب است ...
و کتاب خوب ،،،، خوبتر ...
 
 
 
 
 
سیما
 
 
 
 
 
 
 
***از سرشلوغی ها م ،،، و دلایلش خواهم گفت ،،،
به زودی ...
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

خدا قسمت کند شوهر  

خانم معاون از ته
حلقش داد زد: مگه صدای زنگو نمیشنوین؟ چند تا از بچه ها که گله گله روی زمین  نشسته بودن، بلند شدن و دویدن. چند نفر رفتن طرف
آبخوری. چند نفر چک و چونه زدن که صبحونشون هنوز تموم نشده، و چند نفر به کفش جدید
خانم خندیدن که قدشو به شکل مضحکی بلند کرده بود.
"ز" تکیه
داده بود به دیوار حیاط و تو تمام این مدت، کوچکترین حرکتی نکرد. هر کدوم که رد می‌شدیم،
نگاهی به رژ لب قرمز و لاک‌های مشکیش می‌انداختیم و سر تا پاشو برانداز می‌کردیم. بهمون
نگ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >