از سری عشق های موروثی  

با چه ذوقی بابا صدام زده، میگه بیا ببین.دونه دونه شاخه ها رو جلو کشیده و گردوهای اندازه ی دونه ی اسپند رو نشونم میده:)گاهی فکر می کنم شاید درختاش رو هم به اندازه ی بچه هاش دوست داره.و البته گاهی اوقات یقین پیدا می کنم که "شایدی" در کار نیست.حتما پدر درخت هاشو به اندازه ی بچه هاش دوست داره...

ادامه مطلب  

....  

غم چمبره زده روی قلبمخیسی چشمام   ؛  محو شدن دونه دونه اشکام به گردنم ؛بادستم گردنم پاک میکنم ؛دستم خیس اشک میشهخدایا میدونم هستی،میدونم هوامو دارییه کوچولو بیشتر هوامو داشته باش.مادرجون میگه ؛خوشی زده زیر دلت ،من ناشکر نیستم .شکر بابت همه چی؛فقط  فقط ...خدایاا تنهام تزارخواستم بگم تبریک قهرمانی تیممخواستم بکم خداقوت به همه عزیزانی که ازمون داشتنخواستم بگم روز جوان مبارکخواستم از خونه باغ و جمعه بگماما....این اشک چشمام ازکجا ؛

ادامه مطلب  

....  

غم چمبره زده روی قلبمخیسی چشمام   ؛  محو شدن دونه دونه اشکام به گردنم ؛بادستم گردنم پاک میکنم ؛دستم خیس اشک میشهخدایا میدونم هستی،میدونم هوامو دارییه کوچولو بیشتر هوامو داشته باش.مادرجون میگه ؛خوشی زده زیر دلت ،من ناشکر نیستم .شکر بابت همه چی؛فقط  فقط ...خدایاا تنهام تزارخواستم بگم تبریک قهرمانی تیممخواستم بکم خداقوت به همه عزیزانی که ازمون داشتنخواستم بگم روز جوان مبارکخواستم از خونه باغ و جمعه بگماما....این اشک چشمام ازکجا ؛

ادامه مطلب  

عید نوروز،طوفان من  

خب چند روز دیگ عید و قبلششم ک خونه تکونی ..اوه اوه ..هرسال بدتر از پارسال دیگههه..میگم 2 دونه نظر بسنجم یک دونه اینکه من به نظرشما چه شخصیت یا خصلتی دارم ؟اصن منو میشناسین ؟تاچه حدی؟دونه ی دوم اینکه به نظر شما دوباره متن های ادبی بنویسم یا همینجور از خودم بنویسم و پته خودمو بریزم رو آب؟؟دونه ی سوم به نظر شما من چه اینده ای در پیش دارم منظورم اینه ک به نظرتون من جزو کدوم ادماییم ک دیدین؟مرسی اگ جواب بدین به سئوالامبگین دیگههه مرسی سال 97 ،

ادامه مطلب  

مهریه یک عدد قبر یک جلد کلام الله مجید یک جام آینه و یک جفت شمعدان :|  

اولین بار بود میومد بهشت ما ، از سرسبزیش خوشش اومد . ب پدر شوهرش گفت میشه ب مهریه ام ی قبر اینجا اضافه کنم ؟! خواهرشوهرش هم نه گذاشت نه برداشت گفت اینجا چیه بابا بگو قبر تو حرم برات بخرن !ما هیچ ، ما نگاه ... ما یهو پخ زدیم زیر خنده !خواهرشوهربازی رو به نحو احسن منعقد کرد ، نه سبخ بسوزه نه کباب ! خداییش بنده خدا حواسش نبود بگه دورازجون و این حرفا ، میخاست ی چیز قلمبه تر برسه به عروس ، خب قبر ۲۰۰ تومنی حرم امام رضا کجا و قبر ۴-۵ تومنی بهشت.رضا کجا ؟!وال

ادامه مطلب  

 

به نام  آفریننده امروز روز اول روتیشن نوزادان بودیم ..اینترن جدید هم به مورنینگ اضافه کنین ..همه چی خوب پیش رفت تا بخشnicuبه معنای واقعی کلمه شدت تنفرم از نوزادا رو امروز فهمیدم خدا رو شکر دیگه ابهامی واسم  نموند دوست داشتم خفه شون کنم ...اینها فقط احساس من به این بخشه. .بخش رئال موضوع اینه فقط تو همین یه تایم وفقط بیمارای دکتر بابایی دوتا نوزاد ادیکت داشتیم ویه دونه hivمثبت ...اینا نه ساخته ذهن بود نه داستان و توهم همش دلایل منطقی میتونه

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید امیرعلی بنام نبینم اشکاتو  

 دانلود آهنگ امیرعلی بنام نبینم اشکاتو از رسانه موزیک ایرانی
دانلود آهنگ نبینم اشکاتو از امیرعلی  با بالاترین کیفیت   
موزیک نبینم اشکاتو با صدای امیرعلی 
Download New Music Amir Ali Called Nabinam Ashkato
 
متن آهنگ نبینم اشکاتو از امیرعلی
 
از کجا اومدی من که تو حبس بودم من که عمری زندونی این قفس بودم
تو به من دادی حس آزادی تو به قلبی که سال ها مرده بود دوباره حق زندگی دادی
نبینم اشکاتو بده من د

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید امیرعلی بنام نبینم اشکاتو  

 دانلود آهنگ امیرعلی بنام نبینم اشکاتو از رسانه موزیک ایرانی
دانلود آهنگ نبینم اشکاتو از امیرعلی  با بالاترین کیفیت   
موزیک نبینم اشکاتو با صدای امیرعلی 
Download New Music Amir Ali Called Nabinam Ashkato
 
متن آهنگ نبینم اشکاتو از امیرعلی
 
از کجا اومدی من که تو حبس بودم من که عمری زندونی این قفس بودم
تو به من دادی حس آزادی تو به قلبی که سال ها مرده بود دوباره حق زندگی دادی
نبینم اشکاتو بده من د

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید امیرعلی بنام نبینم اشکاتو  

 دانلود آهنگ امیرعلی بنام نبینم اشکاتو از رسانه موزیک ایرانی
دانلود آهنگ نبینم اشکاتو از امیرعلی  با بالاترین کیفیت   
موزیک نبینم اشکاتو با صدای امیرعلی 
Download New Music Amir Ali Called Nabinam Ashkato
 
متن آهنگ نبینم اشکاتو از امیرعلی
 
از کجا اومدی من که تو حبس بودم من که عمری زندونی این قفس بودم
تو به من دادی حس آزادی تو به قلبی که سال ها مرده بود دوباره حق زندگی دادی
نبینم اشکاتو بده من د

ادامه مطلب  

فارغ از زخم جنون آفتاب ...  

 در نگاه پریشان آفتاب ، زلال اندیشه ی مهتاب دیدن ،نغمه ی خوش سحرگاهیست که دیر زمانی به یغمای بهار زمستان رفته است ...  آبی رود در گل ولای اندیشه ی وهم نیلوفر مرداب، به قعر باتلاقی خاموش ،خفته ی  کدری گشته که نه دانه ای را لبی از آب می بخشد و نه پرنده ای را خنکای نسیم عشق ... دیر زمانیست که سبوی صبور روزگار در تکیده های طاقچه ی سفالی خاطراتی ناب ،دل شکسته از خطوط رهگذرانی گشته که دیواره ی نگاه آیینه ها را به گذری از آشفتگی خیال ،جولانگه خطوط

ادامه مطلب  

باور  

بروز اعتقاد به خدا، زمانی در من ایجاد میشه که وابستگی م به خدا این قدر زیاد میشه که بابت یک سیفون کشیدن، می گم اگه خدا نخاد، نمی شه!ربیدوست دارم....ببخشید که غلط کردم.بعد از اون مصیبت، اولین لبخندی که زدم وقتی بود که بارون رو دیدم که به توت های نارس درخت می خورد. حس کردم لبخندشونو دیدم...ربی جانم...من بیمار به گناه و خطا و بی ایمانی هستم. یا طبیب من لا طبیب له...•••پدر پیرم، قدم های خسته اش را بر می دارد. نگاهش پر از مهربانی ست. مرا با خود می برد تا ب

ادامه مطلب  

الان  

الان یکم زمان دارم واسه استراحت .یکی از بچه ها یه فیلم.فرستاد برام ، یه پسر 4 ساله بود با یه کیف لباس ایستاده بودتوخیابون  ، یه اقایی پرسید چرا اینجا ایستادی ؟ گفته بود بی ادبی کردم باباییم با لباسام گذاشتم اینجا گفت یکی بیاد برداره ببرتت ! مرده گفت خواهر برادر داری؟! گفت ابجی که دارم با یه دونه داداش محمدم دارم من اینام لباسامه ! گفت همش لباسه ؟! بچه گفت اره نگا باباییم خریده ! همش لباسامه . اینقدر ناز بود اصن خوردنی ! پدرش حتما همون دو برا ایس

ادامه مطلب  

الان  

الان یکم زمان دارم واسه استراحت .یکی از بچه ها یه فیلم.فرستاد برام ، یه پسر 4 ساله بود با یه کیف لباس ایستاده بودتوخیابون  ، یه اقایی پرسید چرا اینجا ایستادی ؟ گفته بود بی ادبی کردم باباییم با لباسام گذاشتم اینجا گفت یکی بیاد برداره ببرتت ! مرده گفت خواهر برادر داری؟! گفت ابجی که دارم با یه دونه داداش محمدم دارم من اینام لباسامه ! گفت همش لباسه ؟! بچه گفت اره نگا باباییم خریده ! همش لباسامه . اینقدر ناز بود اصن خوردنی ! پدرش حتما همون دو برا ایس

ادامه مطلب  

الان  

الان یکم زمان دارم واسه استراحت .یکی از بچه ها یه فیلم.فرستاد برام ، یه پسر 4 ساله بود با یه کیف لباس ایستاده بودتوخیابون  ، یه اقایی پرسید چرا اینجا ایستادی ؟ گفته بود بی ادبی کردم باباییم با لباسام گذاشتم اینجا گفت یکی بیاد برداره ببرتت ! مرده گفت خواهر برادر داری؟! گفت ابجی که دارم با یه دونه داداش محمدم دارم من اینام لباسامه ! گفت همش لباسه ؟! بچه گفت اره نگا باباییم خریده ! همش لباسامه . اینقدر ناز بود اصن خوردنی ! پدرش حتما همون دو برا ایس

ادامه مطلب  

۱۲۱۷  

سلامخوبین؟ببخشید دیر پست گذاشتم. یکم سرم شلوغه. دیروز رفتم مهمونی دوره بچه های دبیرستان. جاتون خالی خیلی خوش گذشت. فقط اخلاق گند این دوستمه که اصلا کنارمون نیست. ۱۷ ساله ازدواج کرده اما هنوز مهمون داری بلد نیست. استرس داره. هی میخواد پذیرایی کنه. بیاره ببره. هی میگه نخوردی. بابا برکت خدا چیده شده رو میز. بخوایم میخوریم دیگه. احساس راحتی نمیکنیم تو خونه اش. هنوز واسه کافه کسی پیدا نشده. دعا کنین زودتر کسی بخوادش. با وسایل هم بخوادش.در کافه رو

ادامه مطلب  

کاش یکی بود  

دیشب همون طور که ساعت 21.30 دقیقه در حال لیس زدن به بستنی قیفیم بودم  ....  یک طرف ذهنم مشغول آنالیز تئاتری بود که نیم ساعت قبل دیده بودم ، طرف دیگرش در حال فکر کردن به کوتاه ترین مسیر بدون ترافیک برای رسوندن دختر خاله کوچیکه به خونه اش و یک سمت دیگه اش نگران سرچ نکرده و مقاله نخونده برای پایان نامه و قرار ملاقات شنبه با استادم ...چند گوشه دیگه ذهنمم به چیز های کوچیک دیگه ای فکر می کرد ، مثلا اینکه یک بستنی قیفی چقدر کالری وارد بدنم می کنه ، یا ا

ادامه مطلب  

کلافم  

وقتی حالم خوب نیست مینویسم در بارش ولی موقته ؛ بعد پاک.میکنم ! اینطوری راحتم .خلاصه میگم :کلافم چون بهم ريخته کارام و خودم .بهم ریختم چون پیر شدن یکی از ادمای نزدیک.زندگیمو دیدم ، بعد یه مدت دیدمش خیلی پیر شده حالم گرفت و اذیت شدم ، چند ماه دیگم میرم میدونه و ناراحته و منم ناراحتم یه جورایی دلش تنگ شده برام و دلم تنگ شده براش نزدیکمه ولی  دوریم از هم ..( یه خانم منظورمه ؛ مادرم  منظورم نیستا)خلاصه اینکه رو به راه نیستم یکم ...

ادامه مطلب  

کلافم  

وقتی حالم خوب نیست مینویسم در بارش ولی موقته ؛ بعد پاک.میکنم ! اینطوری راحتم .خلاصه میگم :کلافم چون بهم ريخته کارام و خودم .بهم ریختم چون پیر شدن یکی از ادمای نزدیک.زندگیمو دیدم ، بعد یه مدت دیدمش خیلی پیر شده حالم گرفت و اذیت شدم ، چند ماه دیگم میرم میدونه و ناراحته و منم ناراحتم یه جورایی دلش تنگ شده برام و دلم تنگ شده براش نزدیکمه ولی  دوریم از هم ..( یه خانم منظورمه ؛ مادرم  منظورم نیستا)خلاصه اینکه رو به راه نیستم یکم ...

ادامه مطلب  

ساحلي خفته ...  

سکوت شب و اندیشه ی بهار ... راز های نهان در پرده ی اسرار ...دستی سایه  گستر خیمه ی شب و اندیشه ای در هراس از طلوع سیاهی فردا ... و بارانی که می زند بی مهابا  نت های ترانه ی گمشده بر سر و روی شهری خفته ... فراموش کده ی خزان است اینجا و دریایی که گمشده در صدفی به بی نهایت فردا  ...سروده های نافرجام ، جوانی عصا به دست می جوید سپیدی گذر را در گیسوان بافته ی صحرا ... آشیانی فرو ريخته و کبوتری  که مأوای خسته را مآمن آرام خود ساخته ...     نگاه گذ

ادامه مطلب  

۱۲۱۶  

سلامروز خوشدر مورد پوست تا سرم رفتیم جلو. یه دور دیگه مرور کنم. شبها ارایش رو با میسلار یا شیرپاک کن میشورید. بعد با اب و یه محلول شستشو تمیز میکنیم. یه دور تونر میزنیم تا باقی لوازم ارایش هم پاک بشه. بعدش سرم میزنین. صبحها با اب یا با شوینده میشورین. سرم میزنیناگه از کرمهای ضدجوش استفاده میکنین روی پوست تمیز بزنین و دیگه هیچی نزنین. کرمتون رو یه روز در میون بزنین تا وقت داشته باشید به پوستتون برسید تا خشک نشه.‌فقط هم روی جوش بزنین. قسمتهای سالم

ادامه مطلب  

مکاشفه هاي دخترک 4ساله ام  

باذن الله... مکاشفه های دخترک 4ساله اماول  صبحانه امروز مثل همیشه با چه عشقی برایش لقمه گرفتم و دخترک با آن انرژی سحّارش و هارمونی شکوهمند چشمانش آمد و نشست مقابلم..-بابارضا....-جان بابارضامیدونی برای چی خدا قطارو آفریده...برای چی دخترم!؟برای اینکه ما بریم باهاش حرم امام رضا(ع)...-بابا رضا... چرا بابا جون و دایی هادی رفتن جنگ!؟ -به نظر شما برای چی رفتن!؟...-رفته که با دشمنا بجنگه-آفرین عزیزم...-میدونم، اما آخه عمو جواد هم رفتش جنگ، شهید شد... م

ادامه مطلب  

مکاشفه هاي دخترک 4ساله ام  

باذن الله... مکاشفه های دخترک 4ساله اماول  صبحانه امروز مثل همیشه با چه عشقی برایش لقمه گرفتم و دخترک با آن انرژی سحّارش و هارمونی شکوهمند چشمانش آمد و نشست مقابلم..-بابارضا....-جان بابارضامیدونی برای چی خدا قطارو آفریده...برای چی دخترم!؟برای اینکه ما بریم باهاش حرم امام رضا(ع)...-بابا رضا... چرا بابا جون و دایی هادی رفتن جنگ!؟ -به نظر شما برای چی رفتن!؟...-رفته که با دشمنا بجنگه-آفرین عزیزم...-میدونم، اما آخه عمو جواد هم رفتش جنگ، شهید شد... م

ادامه مطلب  

دلتنگي فردا .. ...  

در دامان صبح می خرامد ستاره ی خفته ی شب و دلتنگی در رنگین کمانی از تضاد رنگها، سایه گستر لحظه ها می گردد ...نمی دانم در نگاه باران چه نهفته بود که کویر را اسیر شبنم تب دار کرد ..گذر زمان و توقف لحظه ها .. دلتنگی عجیب باد و باران و صحرایی که در رویش دلتنگی های دور و جنون بادی که رقص خوشه های باور دلتنگی را شانه ای سخت از ... لحظه ها می زند ... گیسوان بلند فکر پریشان در تند باد لحظه ها قیچی سکوت نمی خواهد .. و شاید بازی سرنوشت است که دلتنگی را پاسخی دلتن

ادامه مطلب  

سه شنبه 4 اردیبهشت  

امروز خیلی حس بدی دارماز وقتی بیدارم ناراحتمکلاسمو نرفتم صبحدلم میخاد توی خودم باشمدلم میخاد یه مدت تنها باشمکسی دور و برم نباشهینی دلم میخاد یکی باشه که وقتی اون یکی هم نیست ترجیح میدم کسی دیگه هم نباشهتنهاییم مث یه غار شدهباز اینستامو دی اکتیو کردم باز عکس پروفایلمو پاک کردم (وقتی خیلی ناراحتم این کارا رو میکنم تا دور بمونم و توی فضای مجازی ضعف نشون ندم)کاش دنیا یکم فرق داشتکاش من قوی تر بودمیا خیلی کاش های دیگه ....کاش یکیتون دلداریم میدا

ادامه مطلب  

اس ام اس های عاشقانه غمگین  

اس ام اس های عاشقانه غمگین، دلتنگی و زیبا مجموعه ای زیبا از بهترین اس ام اس های عاشقانه و رمانتیک دلتنگی و غمگین را برای شما آماده کرده ایم. اگر انسان ها می دانستندفرصت با هم بودنشانچقدر محدود است…“نامحدود”یکدیگر را دوست می داشتند….اس ام اس های عاشقانه زیبامـرا دوست داشته بـاش!امـا..تجـربـه‌ام نکـن!بـرای آمـوختـن،ابـزار منـاسبـی نیستماس ام اس های عاشقانه غمگینهمان جای همیشگی،منتظرت خواهم ماند ..بارانی که،میبارید را که ی

ادامه مطلب  

اس ام اس های عاشقانه غمگین، دلتنگی  

اس ام اس های عاشقانه غمگین، دلتنگی و زیبا مجموعه ای زیبا از بهترین اس ام اس های عاشقانه و رمانتیک دلتنگی و غمگین را برای شما آماده کرده ایم. اگر انسان ها می دانستندفرصت با هم بودنشانچقدر محدود است…“نامحدود”یکدیگر را دوست می داشتند….اس ام اس های عاشقانه زیبامـرا دوست داشته بـاش!امـا..تجـربـه‌ام نکـن!بـرای آمـوختـن،ابـزار منـاسبـی نیستماس ام اس های عاشقانه غمگینهمان جای همیشگی،منتظرت خواهم ماند ..بارانی که،میبارید را که ی

ادامه مطلب  

آنچه گذشت  

دیشب که حالم خوب نبود عاطفه فهمید . دید که بهم ريخته م .گفت رفیق اشکال نداره تو چهار روز وقت داری میتونی بری زاهدان.گفتم خیلی کمه دو روزش که تو راه ِ رفت و برگشت تموم میشه .. اینو که گفتم بغضی شدم‌.بغلم کرد گفت رفیق ناراحت نباش میخوای گریه کنی گریه کن .ما بینمون جا افتاده که وقتی یکی ناراحته بغلش کنیم و بذاریم گریه کنه.منم تو بغل عاطفه اشکام میریخت .. فاطمه و بهرخ حموم بودن.وقتی اومدن فاطمه یه نگاهی بهم انداخت گفت گریه کردی؟؟؟ گفتم نه بابا گ

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

داستان سهم من قسمت هفتم  

داستان سهم من
رمان سهم من نوشته پرینوش صنیعی
قسمت هفتم
 
فردای انروز خواستگارهای جدید امدیند احمد خانه نیامد محمود هم وقتی فهمید همه زن هستند و حجاب کاملی ندارند
اصلا وارد اطاق مشد خانم جون و اقاجون با نگاهی خریدارانه براندازشان کردند پروین خانم همه کاره بود و اون وسط
جولون می داد خود پسره نیامده بود مادر و خواهرهایش بودند مادر چادر مشکی سرش بود ولی خواهرها حجاب
نداشتند واقعا تومنی 7 صنار با خواستگارهایی که ان روز امده بودند فرق داشت

ادامه مطلب  

جوک های خنده دار و بامزه لاین و وایبر  

 
در این بخش از سرگرمی سایت مطالب جالب وخواندنی مجموعه ای از جوک های خنده دار و با مزۀ لاین و وایبری را ملاحظه می کنید.
بازدید : 5,413 نفر
جدیدترین جوک خنده دار لاین و وایبر
شبکه های اجتماعی لاین و وایبر پیش از بوجود آمدن تلگرام کاربران و طرفداران بیشماری در فضای مجازی داشت با این حال همچنان مطالب طنز و جالبی هستند که در این فضاها منتشر میشوند.

اگر علاقمند به خواندن جوک های خنده دار و بامزه هستید سری یازدهم از جوک های خنده دار لاین

ادامه مطلب  

جوک های خنده دار و بامزه لاین و وایبر  

 
در این بخش از سرگرمی سایت مطالب جالب وخواندنی مجموعه ای از جوک های خنده دار و با مزۀ لاین و وایبری را ملاحظه می کنید.
بازدید : 5,413 نفر
جدیدترین جوک خنده دار لاین و وایبر
شبکه های اجتماعی لاین و وایبر پیش از بوجود آمدن تلگرام کاربران و طرفداران بیشماری در فضای مجازی داشت با این حال همچنان مطالب طنز و جالبی هستند که در این فضاها منتشر میشوند.

اگر علاقمند به خواندن جوک های خنده دار و بامزه هستید سری یازدهم از جوک های خنده دار لاین

ادامه مطلب  

جوک های خنده دار و بامزه لاین و وایبر  

 
در این بخش از سرگرمی سایت مطالب جالب وخواندنی مجموعه ای از جوک های خنده دار و با مزۀ لاین و وایبری را ملاحظه می کنید.
بازدید : 5,413 نفر
جدیدترین جوک خنده دار لاین و وایبر
شبکه های اجتماعی لاین و وایبر پیش از بوجود آمدن تلگرام کاربران و طرفداران بیشماری در فضای مجازی داشت با این حال همچنان مطالب طنز و جالبی هستند که در این فضاها منتشر میشوند.

اگر علاقمند به خواندن جوک های خنده دار و بامزه هستید سری یازدهم از جوک های خنده دار لاین

ادامه مطلب  

جوک های خنده دار و بامزه لاین و وایبر  

 
در این بخش از سرگرمی سایت مطالب جالب وخواندنی مجموعه ای از جوک های خنده دار و با مزۀ لاین و وایبری را ملاحظه می کنید.
بازدید : 5,413 نفر
جدیدترین جوک خنده دار لاین و وایبر
شبکه های اجتماعی لاین و وایبر پیش از بوجود آمدن تلگرام کاربران و طرفداران بیشماری در فضای مجازی داشت با این حال همچنان مطالب طنز و جالبی هستند که در این فضاها منتشر میشوند.

اگر علاقمند به خواندن جوک های خنده دار و بامزه هستید سری یازدهم از جوک های خنده دار لاین

ادامه مطلب  

جوک های خنده دار و بامزه لاین و وایبر  

 
در این بخش از سرگرمی سایت مطالب جالب وخواندنی مجموعه ای از جوک های خنده دار و با مزۀ لاین و وایبری را ملاحظه می کنید.
بازدید : 5,413 نفر
جدیدترین جوک خنده دار لاین و وایبر
شبکه های اجتماعی لاین و وایبر پیش از بوجود آمدن تلگرام کاربران و طرفداران بیشماری در فضای مجازی داشت با این حال همچنان مطالب طنز و جالبی هستند که در این فضاها منتشر میشوند.

اگر علاقمند به خواندن جوک های خنده دار و بامزه هستید سری یازدهم از جوک های خنده دار لاین

ادامه مطلب  

جوک های خنده دار و بامزه لاین و وایبر  

 
در این بخش از سرگرمی سایت مطالب جالب وخواندنی مجموعه ای از جوک های خنده دار و با مزۀ لاین و وایبری را ملاحظه می کنید.
بازدید : 5,413 نفر
جدیدترین جوک خنده دار لاین و وایبر
شبکه های اجتماعی لاین و وایبر پیش از بوجود آمدن تلگرام کاربران و طرفداران بیشماری در فضای مجازی داشت با این حال همچنان مطالب طنز و جالبی هستند که در این فضاها منتشر میشوند.

اگر علاقمند به خواندن جوک های خنده دار و بامزه هستید سری یازدهم از جوک های خنده دار لاین

ادامه مطلب  

کاملترین و استثنایی ترین پکیج ضد ریزش مو در جهان(شامپو و مکمل)  

کاملترین و استثنایی ترین پکیج ضد ریزش مو در جهان(شامپو و مکمل)









کاملترین و استثنایی ترین پکیج ضد ریزش مو در جهان(شامپو و مکمل)
کاملترین پکیج ضد ریزش مو - تقویت مو - و رویش مجدد مو
قیمت ماه قبل : 350,000 تومانپرداخت نقدی آنلاین : 350,000 توم

ادامه مطلب  

ویژگی های آنتی باکتریال نانو  

 ویژگی های آنتی باکتریال نانو:محققان در یک شرکتی که فرش تولید می کنندبا به کار گرفتن فناوری نانو به تولید فرش‌هایی با ویژگی های آنتی باکتریال موفق شدند که اکنون وارد بازار شده است. فرش های نانو با ویژگی های آنتی باکتریال تهیه کنید تحقیقات محصولات نانو و دارای تاییدیه  نانوبه آنها از جمله فعالیت‌های پر اهمیت ستاد توسعه فناورینانو در ۱۰۰ سال قبل می باشد.در حقیقت تحقیق مواد و محصولات تولید و عرضه شده  در رابطه با فناوری نانو موج

ادامه مطلب  

ویژگی های آنتی باکتریال نانو  

 
ویژگی های آنتی باکتریال نانو:محققان در یک شرکتی که فرش تولید می کنند
با به کار گرفتن فناوری نانو به تولید فرش‌هایی با ویژگی های آنتی باکتریال موفق شدند که اکنون وارد بازار شده است.
 
فرش های نانو با ویژگی های آنتی باکتریال تهیه کنید
 
تحقیقات محصولات نانو و دارای تاییدیه  نانوبه آنها از جمله فعالیت‌های پر اهمیت ستاد توسعه فناوری
نانو در ۱۰۰ سال قبل می باشد.
در حقیقت تحقیق مواد و محصولات تولید و عرضه شده  در رابطه با فنا

ادامه مطلب  

ویژگی های آنتی باکتریال نانو  

 
ویژگی های آنتی باکتریال نانو:محققان در یک شرکتی که فرش تولید می کنند
با به کار گرفتن فناوری نانو به تولید فرش‌هایی با ویژگی های آنتی باکتریال موفق شدند که اکنون وارد بازار شده است.
 
فرش های نانو با ویژگی های آنتی باکتریال تهیه کنید
 
تحقیقات محصولات نانو و دارای تاییدیه  نانوبه آنها از جمله فعالیت‌های پر اهمیت ستاد توسعه فناوری
نانو در ۱۰۰ سال قبل می باشد.
در حقیقت تحقیق مواد و محصولات تولید و عرضه شده  در رابطه با فنا

ادامه مطلب  

ویژگی های آنتی باکتریال نانو  

 
ویژگی های آنتی باکتریال نانو:محققان در یک شرکتی که فرش تولید می کنند
با به کار گرفتن فناوری نانو به تولید فرش‌هایی با ویژگی های آنتی باکتریال موفق شدند که اکنون وارد بازار شده است.
 
فرش های نانو با ویژگی های آنتی باکتریال تهیه کنید
 
تحقیقات محصولات نانو و دارای تاییدیه  نانوبه آنها از جمله فعالیت‌های پر اهمیت ستاد توسعه فناوری
نانو در ۱۰۰ سال قبل می باشد.
در حقیقت تحقیق مواد و محصولات تولید و عرضه شده  در رابطه با فنا

ادامه مطلب  

نکاتی برای عکاسی در فصل پاییز  

یکی از بهترین فصل ها برای عکاسی پاییز است. زیرا سراسر رنگ و زیبایی است. به قول اخوان، «باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟».هزاران منظره پیش روی ماست و باید نهایت تلاش خود را بکنیم برای ثبت این لحظه های بی نظیر که خداوند بزرگ نقاشی کرده است. پاییز، فصلی که تنوع رنگی آنقدر زیاد دارد که حتی بهترین دوربین های عکاسی قادر به ثبت آن نیستند، چند توصیه برای عکاسی را برای شما ذکر کرده ایم.اگر در پاییز سفرکردن یا گشت و گذار را تجربه کردید قطعا به ثبت رسی

ادامه مطلب  

یاد گذشته  

24 مرداد سال 90 اولین پست تو فضای مجازی منتشر کردم  نمیدونم شاید قبلش هم وبلاگی داشتم که چندتا پست توش گذاشته بودم ولی اولین پست روزهای بهاری همون مرداد 90 بود! اولین پست و گذاشتم  و رسما وبلاگ نویسی شروع کردم، هر چند که وبلاگمم خیلی آروم و بی سرصدا بود مثل پیج اینستاگرامم ولی دوسش داشتم و دارم،.. چند سال گذشته؟ تقریبا 7 سال!امروز نشستم به خوندن چندتا پست اول، پستایی که وقتی 19 ساله بودم نوشتم! پستایی که از روزانه هام بود از جزئی ترین اتفاقای

ادامه مطلب  

اشعار فریدون مشیری  

اشعار فریدون مشیریفریدون مشیری متولد سی ام شهریور ماه ۱۳۰۵ در شهر تهران است. او از شاعران معاصر کشورمان بود. او سرودن شعر را تقریبا از سنین نوجوانی ( ۱۵ سالگی ) شروع کرده است. اولین مجموعه شعرش را در سن ۲۸ سالگی با نام تشنه توفان به چاپ رساند.نکته جالب در مورد این مجموعه شعر این است که این مجموعه با مقدمه استاد شهریار به چاپ رسیده است. در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های بابک مشیری و بهار مشیری است.فری

ادامه مطلب  

چگونه خود را مرتبا به چالش بکشیم  

چگونه خود را مرتبا به چالش بکشیم _ احتمالاً شما هم بارها و بارها با شکست در برنامه‌ریزی‌های خودتان مواجه شده‌اید. تصمیم گرفته‌اید، نوشابه را کنار بگذارید، انقدر شکلات نخورید، یا تصمیم گرفته‌اید روزی یک ساعت پیاده‌روی کنید، چند صفحه کتاب بخوانید و کمتر وقتتان را پای اخبارهای تلویزیون بگذرانید! و بی خیال گشت و گذار در شبکه‌های اجتماعی بشید!اما، امان از وسوسه! چقدر زود رژیممان را زیر پا میگذاریم، چقدر زود حوصله‌یمان از برنامه‌ای

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >