تو بی من (شادمهر عقیلی)  

متن آهنگ:
من از آینده ی بی تو
من از هر ثانیه بی تو میترسم
هنوز خیلی دوست دارم
از اینکه اینو ندونی میترسم
داری بی من کجا میری؟
از اینکه تنها بمونی میترسم
میترسم ، میترسم
برگرد عشقم ، تو بی من نمیتونی بمونی
هنوز اونقد تو رو میخوام ، که نذارم دور بمونی
برگرد عشقم ، تو بی من نمیتونی بمونی
هنوز اونقد تو رو میخوام ، که نذارم دور بمونی
برگرد عشقـــم ، برگرد عشقم
من از فردای این خونه
از هر چی که بینمونه میترسم
یه نشونست جایِ خالیت
از این نشونه میترسم
من

ادامه مطلب  

تو بی من  

من از آینده ی بی تومن از هر ثانیه بی تو میترسمهنوز خیلی دوسِت دارم از اینکه اینو ندونی میترسمداری بی من کجا میریاز اینکه تنها بمونی میترسم
میترسم میترسم میترسم
برگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تو رو میخوام که نذارم دور بمونیبرگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونیهنوز اونقد تورو میخوام که نذارم دور بمونی
برگرد عشقمبرگرد عشقم
من از فردای این خونهاز هرچی که بینمونه میترسمیه نشونه ست جای خالیتاز این نشونه میترسممن از این جای خالی کهنبا

ادامه مطلب  

اشتباه خوب  

همراه و همگام با آهنگ ها
متن ها
حرف ها
حرکت ها
همراه با یه سردرد شدید ، با یه کام از زندگی خاکستری...
- حاصل اخرین درگیری قلب و مغز من یه اشتباه خوب بود (خوب)
+ زنده باد اشتباه خوب من
- با این رخ بی نقاب ، با این زبون سرخ و سرِ سبز میگم باز که یه یاغی ام ولی ببین که خوشحالم من (ساز)
+ زنده باد اشتباه خوب من
- ولی این مهمه کی رفتنیه کی موندنی ، کی تو حاشیه س ، کی تو متن ، کی یه جرقه س واسه تغییر با چند خط شعر خوندنی (لمس)
+ زنده باد اشتباه خوب من
- (نقش)
+ زنده با

ادامه مطلب  

دلتنگی  

یکماه شده نزدیک دوماه که نمیدونم کجایی اخه بهمم نگفتی جایی میخوای بری این حجم از نبودنت برام قابل هضم نیس نمیدونم. نگرانتم نمیدونم از کی باید احوالتو بپرسم 
هیچوقته هیچوقت اینطوری غایب نبودی
دیوونه شدم از نبودت
برگرد دیگه

ادامه مطلب  

#علی_فرزانه_موحد_شعر  

تکه سنگی شدی ای آینه ی زیبایم خنده دار است تو اینجایی و من تنهایم
نگرانی نکن از خنده ی بی علت منگاه در خاطره ای میروم و می آیم
چشم میبندم و عطر نفست می آیدشاید آرام بگیرد نفسی دریایم
خط کشیدم روی تقویم نوشتم برگردخون دل بود ولی جوهره ی امضایم
شب جمعست دوتا فاتحه خواندم اما نه برای تو.. برای خودم و فردایم
#علی_فرزانه_موحد
 

ادامه مطلب  

تنها  

تنها
در مبهم یک روز تنهایم
رفتی و گفتی زود می آیم
فردا دوباره اول هفته
بی تو شب تار است فردایم
از بودن بی تو چه غمگینم
زندان شده بعد تو دنیایم
رفتی و طوفانی به پا کردی
طوفان شد و من غرق دریایم
یک خانه خالی و عکس تو
تاریکم و تو نور شب هایم
من بی تو می میرم تو می دانی
رفتی و من افتاده از پایم
این روزهای بی تو یعنی چه!؟
برگرد من تنهای تنهایم
۱۷آذر۹۶

ادامه مطلب  

سرود حضرت مهدی(عج)  

مولانا یا مهدی(4)
*************
هر شب چشمامون به آسمونه
پس کی می آیی/خدا میدونه
عزیز زهرا/امید آخر
تویی ای مولا/تویی ای سرور
**************
مهربونی کن/مولا جان برگرد
سرپناهی کن/دستاتو ای مرد
فدای اسمت/یوسف زهرا
دلامون تنگه/برات یا مولا
***************
مولا نا یامهدی(4)
اگه برگردی برات میمیریم مولا جان از تو نفس میگیریمعزیز زهرا )س( امید آخر تویی ای مولا تویی ای سرورمهربونی کن مولا جان برگرد سرپناهی کن دستاتو ای مردبه فدای اسمِت یوسف زهرا )س( که دلامون تنگه برات یا م

ادامه مطلب  

وقتی نباشی،از نگاهم درد می‌بارد  

وقتی نباشی،از نگاهم درد می‌باردبا غصه هایم اشک‌های سرد می‌بارد.
وقتی نباشی ،برخودم هم اعتمادی نیستاز آستینم ، "خنجر ی نامرد" می‌بارد.
از بس که غمگینی ، چو "شهر آشوب ِ چشمانت "،این مرد ِخسته بی برو برگرد، می بارد.
این روزها هم پای باران ِ نبودت ، باز ابری که در چشمان من گل کرد، می بارد.
این روز ها باران من ! ... دیگر نمی خندی وقتی نخندی ،از نگاهم درد می بارد.

ادامه مطلب  

پشت سر خبری هست!  

#مهاباد #متن_عاشقانه
برگرد چند ثانیه پشت سرت را نگاه کن، می روی خیلی هم تند اما تند بادها هم روزی می ایستند! گرد و خاک می کنی اما چیزی عوض نمی شود،معشوقه بودن جرم ودوست داشتن کابوس نیست. از ما قبول کن رفتن راه حل همیشگی نیست. هر گریزت گذاری است دوباره و از نو. از هر راهی که بروی مسیرت به ما خواهد خورد. بیهوده نتاب. تنهایی از پس خودت بر نمی آیی و بر نمی آیم، بایست نفسی چاق کن بگذار برسم، به تو، به خودم، و آن وقت پابه پا رفتن را امتحان کن .قسم به سهمم ا

ادامه مطلب  

انتظار ۲۴۰ _ دلتنگی  

دلتنگی غروب همه جمعه های من
کی می رسد به صحن حضورت صدای من؟!
دیگر دلم برای شما پر نمی زند
برگرد و بال تازه بیاور برای من
عمری اگر که می گذرد دل خوشم به این
نزدیک تر شده است به تو لحظه های من
غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم
حتی نیامدست به کارت دعای من
اشکت اگر به نامۀ اعمال من نبود
بخشش نبود شامل یا ربنای من
یک روز، محض خاطر این چند قطره اشک
وا می شود به خیمۀ سبز تو پای من
یک شب میان سینه زدن ها و گریه ها
مُهری بزن به نامۀ کرب و بلای من
⛅ألـلَّـهُـمَـ

ادامه مطلب  

قدیس  

قدیس خوان بودم مدتی!.
هرچه بیشتر پیش میرفت
بیشتر غصه م میگرفت
که ما هرچه می کشیم
بخاطرِ ظلمِ به امامِ اولمان است
نشناختیمش آن طور که باید.
ولایت را نمیفهمیم;
چون مولایمان علی علیه السلام را بی معرفتیم!. 
ورق به ورق عمرو عاص را لعن میکردم
وبه حالِ جهالتِ آدمیان غمگین بودم!...
چقدر دورم از تو
چقدر هیچم در شناختِ ولی...
چقدر غدیر مظلوم است
وچقدر دیرمیفهمیم که هیچ نمیدانیم!...
خدا لعنت کند هرکه را ;که نگذاشت اول اماممان
امامت کند...
#برگرد _آقا

ادامه مطلب  

قدیس  

قدیس خوان بودم مدتی!.
هرچه بیشتر پیش میرفت
بیشتر غصه م میگرفت
که ما هرچه می کشیم
بخاطرِ ظلمِ به امامِ اولمان است
نشناختیمش آن طور که باید.
ولایت را نمیفهمیم;
چون مولایمان علی علیه السلام را بی معرفتیم!. 
ورق به ورق عمرو عاص را لعن میکردم
وبه حالِ جهالتِ آدمیان غمگین بودم!...
چقدر دورم از تو
چقدر هیچم در شناختِ ولی...
چقدر غدیر مظلوم است
وچقدر دیرمیفهمیم که هیچ نمیدانیم!...
خدا لعنت کند هرکه را ;که نگذاشت اول اماممان
امامت کند...
#برگرد _آقا

ادامه مطلب  

بهونه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصدای نفسات صدای عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

گر حلال است که خون همه عالم تو بریزی،آن که روی از همه عالم به تو آورد نشاید...  

شب جمعه ،همیشه بلند ترین ِ شب هاست ...امشب ،از تمام شب جمعه ها هم بلند تر ....مادرت امشب از همیشه بیشتر در حرم است ....نمیدانی یک دقیقه بیشتر کنارت نفس کشیدن،چه موهبت بزرگی است ... "تو در کنار خودت نیستی نمیدانی . . . نمیدانی . . . "..یلدای خوبی نیست ...
حتی تیر تحکم حاج آقا پناهیان هم به من برخورد نکرد ... :_"الان داری حرص میخوری برای چی؟؟به خودت برگرد بگو :چت شده؟؟؟خدا هم فوت کرده؟؟؟ضعیف شده خدا؟؟؟؟مهربونیش رفته؟؟؟نمیبینه تو رو ؟؟؟؟؟؟چی شده؟؟؟؟......"زمین،ز

ادامه مطلب  

نیامده رفتی عزیزم...  

دلم به گرمی بودنت گرم گرم گرم شد ، آنقدر که هیچ سرمایی در خشت خشت وجودم نفوذ نمی‌کرد . هیزم دستانت آنچنان گرمایی به وجودم می‌ریخت که مطمئن شدم همیشه هستی و این گرما هیچ وقت سرد نخواهد شد . اما ... و من متنفرم از این اما ها و فقط های بعد از قشنگی ها . واما سرد شد ناگهان هوای بودنت سرد سرد سرد سرد سرد شد ، به حدی سرد که از توصیفش وحشت دارم . نیامده رفتی عزیزم ، یادم می آید آن روزها لب هایت شهادت می‌داد که قرار است باشی و بمانی و بسازی چرا نیامده رفتی ب

ادامه مطلب  

معرفی سریال کره ای(2)  

مادام آنتوآن/خیلی خوبه و آبکی نیست کمدی هست ولی نه خیلی!راجع به یه روانشناس و یه پیشگوئه که همسایه همدیگه شدن!با اینکه هان یه سئول(بازیگر نقش زن) پیر شده اما هنوزم دوست داشتنیه.
بیا بجنگیم روح/بسی عالی از اون ژانر فانتزیا که روح و اینا هم داره و اصلا آبکی نیست و بازیگراش هم خیلی خوبن.راجع به یه پسریه که ارواح رو میبینه و شغلش جنگیریه و طنز جالبی هم داره.
برگرد آقا/come back mister موضوع این یکی هم جدید و جالب هست . راجع به دو نفره که به ناحق میمیرن و یه د

ادامه مطلب  

معرفی سریال کره ای(2)  

مادام آنتوآن/خیلی خوبه و آبکی نیست کمدی هست ولی نه خیلی!راجع به یه روانشناس و یه پیشگوئه که همسایه همدیگه شدن!با اینکه هان یه سئول(بازیگر نقش زن) پیر شده اما هنوزم دوست داشتنیه.
بیا بجنگیم روح/بسی عالی از اون ژانر فانتزیا که روح و اینا هم داره و اصلا آبکی نیست و بازیگراش هم خیلی خوبن.راجع به یه پسریه که ارواح رو میبینه و شغلش جنگیریه و طنز جالبی هم داره.
برگرد آقا/come back mister موضوع این یکی هم جدید و جالب هست . راجع به دو نفره که به ناحق میمیرن و یه د

ادامه مطلب  

معرفی سریال کره ای(2)  

مادام آنتوآن/خیلی خوبه و آبکی نیست کمدی هست ولی نه خیلی!راجع به یه روانشناس و یه پیشگوئه که همسایه همدیگه شدن!با اینکه هان یه سئول(بازیگر نقش زن) پیر شده اما هنوزم دوست داشتنیه.
بیا بجنگیم روح/بسی عالی از اون ژانر فانتزیا که روح و اینا هم داره و اصلا آبکی نیست و بازیگراش هم خیلی خوبن.راجع به یه پسریه که ارواح رو میبینه و شغلش جنگیریه و طنز جالبی هم داره.
برگرد آقا/come back mister موضوع این یکی هم جدید و جالب هست . راجع به دو نفره که به ناحق میمیرن و یه د

ادامه مطلب  

معرفی سریال کره ای(2)  

مادام آنتوآن/خیلی خوبه و آبکی نیست کمدی هست ولی نه خیلی!راجع به یه روانشناس و یه پیشگوئه که همسایه همدیگه شدن!با اینکه هان یه سئول(بازیگر نقش زن) پیر شده اما هنوزم دوست داشتنیه.
بیا بجنگیم روح/بسی عالی از اون ژانر فانتزیا که روح و اینا هم داره و اصلا آبکی نیست و بازیگراش هم خیلی خوبن.راجع به یه پسریه که ارواح رو میبینه و شغلش جنگیریه و طنز جالبی هم داره.
برگرد آقا/come back mister موضوع این یکی هم جدید و جالب هست . راجع به دو نفره که به ناحق میمیرن و یه د

ادامه مطلب  

هرچه میخواهد دلتنگت بپرس طور  

اونجا که شادمهر گفت :((برگرد عشقم تو بی من نمیتونی بمونی هنوز اونقدر تو رو میخوام که نزارم ازم دور بمونی))تیغ و برداشتم رگ و برنم نذاشتن....لعنتیییییی چرا مارو دیوونه میکنی اخهههههههههههههه!
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
از اونجایی که حوصله ام خفن سر رفته، تلگرام و اینستاگرام و دوستان فیلتر کرن و موفق به دانلود فیلترشکن نشدم و محیا و بقیه هم تو ایمو آف شدن و تلوزیونم که مامانم کنترلشو گرفته دستش نمیزارن فیلم قشنگ بزاریم و مشغول پس از باران دی

ادامه مطلب  

چرخشِ دوباره‌ی چرخ گردون.  

مامان می‌گه از وقتی رفته خونه سوتُ کورِ می‌گه به‌م خوش نمی‌گذره،همه‌ش دو روزِ ندیدیم‌ش ولی دل‌مون پیچیده به‌ خودِشُ تنگ‌ترین شده براش،مامان راست می‌گه من‌م دستُ دلم به هیچ‌کاری نمی‌ره حتی درس خوندن :'(
- زودتر برگرد
دوباره فرصت کردم اون برگه‌ی زرد رو درستش کنم و ازین به بعد حواسم بیشتر به کارام باشه،صبحی به طور غیرقابل باوری ساعت ۶ بدونِ این‌که احساس خوابُ خستگی داشته باشم از خواب پاشدم صبحانه خوردمُ آسمونِ ابری و اون هوایِ قشنگُ

ادامه مطلب  

یلــدا  

چشم به راه
عزیز من، ایستگاهی که قلبهایمان را از هم جدا کرد، متروکه شد. این است سزایش اما...
من هنوز منتظرم. چشم دوخته ام به ریل های موازی که نهایتش به یکدیگر می رسند و مرگ بر حادثه های ریاضی که از ذهن فریاد می زنند دروغ است دروغ، موازی ها هرگز نخواهند رسید... اما، من در این ایستگاه متروکه، منتظر معجزه ام.شهریار تکتای قصه های من، برگرد... وقتی که یلدا را به یاد تو صبح کردم، و هی نگاه دوختم به فال حافظ و ریل های ایستگاه متروکه و اندیشیدم به چهره ات... و

ادامه مطلب  

شش ماه و ... روز تا نفس کشیدن!  

مامان چایی آورد.
سرم درد می‌کرد.. دلشوره داشتم.. سعی میکردم خودمو با چیزی سرگرم کنم.
درمورد تاریخ عروسی صحبت میکردن!
بابا در ظاهر میخندید ولی کاملا معلوم بود از درون چخبره!
بعد از خوردن چایی، عزم رفتن کردن.. تو دلم دعا میکردم ازم نخوان همراهشون برم.. این روزا اصلا حوصله ی اونا و خونشونُ نداشتم..
تو حیاط بودیم که علی گفت:
- نمیای بریم خونه ی ما؟
+ نه.. تو برو و باز برگرد.
- من که الان اینجام؛ تو بیا بریم.
نمی‌تونستم بگم حوصله ندارم.. مطمئنا ناراحت میشد

ادامه مطلب  

شش ماه و ... روز تا نفس کشیدن!  

مامان چایی آورد.
سرم درد می‌کرد.. دلشوره داشتم.. سعی میکردم خودمو با چیزی سرگرم کنم.
درمورد تاریخ عروسی صحبت میکردن!
بابا در ظاهر میخندید ولی کاملا معلوم بود از درون چخبره!
بعد از خوردن چایی، عزم رفتن کردن.. تو دلم دعا میکردم ازم نخوان همراهشون برم.. این روزا اصلا حوصله ی اونا و خونشونُ نداشتم..
تو حیاط بودیم که علی گفت:
- نمیای بریم خونه ی ما؟
+ نه.. تو برو و باز برگرد.
- من که الان اینجام؛ تو بیا بریم.
نمی‌تونستم بگم حوصله ندارم.. مطمئنا ناراحت میشد

ادامه مطلب  

شش ماه و ... روز تا نفس کشیدن!  

مامان چایی آورد.
سرم درد می‌کرد.. دلشوره داشتم.. سعی میکردم خودمو با چیزی سرگرم کنم.
درمورد تاریخ عروسی صحبت میکردن!
بابا در ظاهر میخندید ولی کاملا معلوم بود از درون چخبره!
بعد از خوردن چایی، عزم رفتن کردن.. تو دلم دعا میکردم ازم نخوان همراهشون برم.. این روزا اصلا حوصله ی اونا و خونشونُ نداشتم..
تو حیاط بودیم که علی گفت:
- نمیای بریم خونه ی ما؟
+ نه.. تو برو و باز برگرد.
- من که الان اینجام؛ تو بیا بریم.
نمی‌تونستم بگم حوصله ندارم.. مطمئنا ناراحت میشد

ادامه مطلب  

گلدون قرمز دل  

دارم پر میشم از احســـــاسسراغ تو رو میگیــــــــــــــــرم
بیا برگرد تو ای عاشـــــــــقاگه نباشی می میــــــــــرم
صدا کــــــــــــن من رو آشنابذار آزاد بـــــــــــــشم جونم
منی که از وقتـــــی رفتی  نغمه ی هجران مـی خونم
بیا با من کــــــــــــه دوبارهاز چشمام شـــــــادی بباره
که تو گلـــــدون قرمزه دلباز فقـــــــــــــط تو رو بکاره
سعید دامغانیان

ادامه مطلب  

اقای سفره فروش  

تو اتوبوس با زهرا نشسه بودیم و حرف میزدیمکه صدای یه اقای اومد که سفره دارم و...خلاصه شروع کرد به توضیحزهرا گفت وااای صالحه نمیدونی!!!داره سفره میفروشه!!!سرتکون دادم که احتمالا واسه اینجا نیس گفت فقط برگرد نگاش کن!!!سرمو چرخوندم و یه نگاه کوتاه انداختم بهش زل زدم به زهرا:اصلاااااا بهش نمیاااااد....زهرا:خیلی خوشتیپ و خوشگله!زل زدم به جلو و گفتم:شبیه همسر عاطفه بود:دیزهرا :تمام ارزو های من از یه مرد جنتلمن بود!!!لعنتی!!یه دکتر جامعه شناسه و این حرکت ن

ادامه مطلب  

حججی ثانیه هایش را برای خدا ذبح می کرد...  

در تابوتت آرام خوابیده ای...
میشنوی ؟
سرهایشان را به تابوتت میچسبانند و زیر لب زمزمه هایی میکنند...
میبینی آقا محسن؟
 تا چشمشان به تابوتت میوفتد,اشک هایشان سرازیر می شود...
به حال خودشان اشک میریزند...میدانند که تو حالت خوب است...
به حال خراب خودشان اشک میریزند 
شنیده ای پشت مسافر آب میریزند؟
این جماعت میخواهند پشت شما که مسافری به بهشت هستید آب بریزند 
و تمام آن آبها را در چشمانشان جمع کرده اند...
همه می خواهند با چشمانشان راهت را آب و جارو کنند
م

ادامه مطلب  

حججی ثانیه هایش را برای خدا ذبح می کرد...  

در تابوتت آرام خوابیده ای...
میشنوی ؟
سرهایشان را به تابوتت میچسبانند و زیر لب زمزمه هایی میکنند...
میبینی آقا محسن؟
 تا چشمشان به تابوتت میوفتد,اشک هایشان سرازیر می شود...
به حال خودشان اشک میریزند...میدانند که تو حالت خوب است...
به حال خراب خودشان اشک میریزند 
شنیده ای پشت مسافر آب میریزند؟
این جماعت میخواهند پشت شما که مسافری به بهشت هستید آب بریزند 
و تمام آن آبها را در چشمانشان جمع کرده اند...
همه می خواهند با چشمانشان راهت را آب و جارو کنند
م

ادامه مطلب  

ظلم به یک عاشقانه...  

دلتنگ.. پریشون.. سرگردون.. لب تشنه..همینطور که میرم به سمت باهم بودنمون..
از حجم این همه دوری ناخودآگاه دستمو میزنم تو سرم.....
 
جایی که دستات رو لمس کرده میگیرم.. گریه میکنم.. صدات میزنم.. صدات میزنم..
..
آب رو رو میپاشم رو صورتم.. خنک نمیشم جگر سوخته ام انگار با آب یه رودخونه هم خنک نمیشه.
  برگرد پیشم.. بی تو هرگز خوب نمیشم.. بی تو زندگی نخواستم و نمیخوام..
و از غیر تو به " خدا " پناه میبرم..
همینطور که باهم بودنمونو دارم قدم میزنم گریه میکنم و احساس میکن

ادامه مطلب  

ظلم به یک عاشقانه...  

دلتنگ.. پریشون.. سرگردون.. لب تشنه..همینطور که میرم به سمت باهم بودنمون..
از حجم این همه دوری ناخودآگاه دستمو میزنم تو سرم.....
 
جایی که دستات رو لمس کرده میگیرم.. گریه میکنم.. صدات میزنم.. صدات میزنم..
..
آب رو رو میپاشم رو صورتم.. خنک نمیشم جگر سوخته ام انگار با آب یه رودخونه هم خنک نمیشه.
  برگرد پیشم.. بی تو هرگز خوب نمیشم.. بی تو زندگی نخواستم و نمیخوام..
و از غیر تو به " خدا " پناه میبرم..
همینطور که باهم بودنمونو دارم قدم میزنم گریه میکنم و احساس میکن

ادامه مطلب  

ظلم به یک عاشقانه...  

دلتنگ.. پریشون.. سرگردون.. لب تشنه..همینطور که میرم به سمت باهم بودنمون..
از حجم این همه دوری ناخودآگاه دستمو میزنم تو سرم.....
 
جایی که دستات رو لمس کرده میگیرم.. گریه میکنم.. صدات میزنم.. صدات میزنم..
..
آب رو رو میپاشم رو صورتم.. خنک نمیشم جگر سوخته ام انگار با آب یه رودخونه هم خنک نمیشه.
  برگرد پیشم.. بی تو هرگز خوب نمیشم.. بی تو زندگی نخواستم و نمیخوام..
و از غیر تو به " خدا " پناه میبرم..
همینطور که باهم بودنمونو دارم قدم میزنم گریه میکنم و احساس میکن

ادامه مطلب  

ظلم به یک عاشقانه...  

دلتنگ.. پریشون.. سرگردون.. لب تشنه..همینطور که میرم به سمت باهم بودنمون..
از حجم این همه دوری ناخودآگاه دستمو میزنم تو سرم.....
 
جایی که دستات رو لمس کرده میگیرم.. گریه میکنم.. صدات میزنم.. صدات میزنم..
..
آب رو رو میپاشم رو صورتم.. خنک نمیشم جگر سوخته ام انگار با آب یه رودخونه هم خنک نمیشه.
  برگرد پیشم.. بی تو هرگز خوب نمیشم.. بی تو زندگی نخواستم و نمیخوام..
و از غیر تو به " خدا " پناه میبرم..
همینطور که باهم بودنمونو دارم قدم میزنم گریه میکنم و احساس میکن

ادامه مطلب  

همتون عین همین ...  

زخم من کهنست من تو این بن بست بزرگ شدم انقدر خستم که چشام بستس دیگه مرد خودمهر شکست از تو هر شروع از نو منو پیر کرده واقعا تو بگی رفتم من بگم برگرد حالا راه داری تا منهمتون عین همین خوب بلدین دل بکنین بلدین رد بشین از قلبی که افتاد رو زمینهمتون عین همین خوب میتونین حرف بزنین آدمو وابسته کنین عشقو بگیرین ببرینهمتون عین همین خوب بلدین دل بکنین بلدین رد بشین از قلبی که افتاد رو زمینهمتون عین همین خوب میتونین حرف بزنین آدمو وابسته کنین عشقو بگیری

ادامه مطلب  

کشش ندارم...  

درست است 
عاشقم
اما...
توان گفتن شعری 
پر از شادی
پر از لبخند
ندارم من...
ترا دیدم
همان هنگام ....چنان دلخسته و دلتنگ
بیا برگرد پیش من...
که می دانم 
شبی تنها و بی غمخوار 
می میرم...
از این حس و
از این قصه ی هر روزه ی تکراری 
مگر می شود دل کَند 
از کسی که دوستش داری !!!
محال است 
می دانم...
تو دیگر پیش من 
نمی آیی...
 
 
مدارا
-بخاطر دلم-

ادامه مطلب  

شاید این جمعه بیاید شاید...  

 
در حسرت تو خون شده چشم نگارها
ای انتظار آخر چشم انتظار ها
ای آشنا تر از همه، این دیده کور باد
نشناخته اگرچه تو را دیده بارها
خار طمع به چشم و به پا ریسمان ترس
افتاده ایم بی تو در این گیر و دارها
جز اشک ناشیانه و جز آه پشت آه
دیگر چه چشم داشتی از تازه کارها!؟
کار دل از ترحم دلدار هم گذشت
زنگار بسته آینه جای غبار ها
پاییزمان شدند و گلاویزمان شدند
سرمی رسند بی تو یکایک بهار ها
مشتی پیاده در دل این جاده مانده ایم
رحمی به ما نکرد کسی از سوار ها
دل کاش

ادامه مطلب  

برگرد  

نمیدانستم چند ساعت گذشته است.بعد از رفتنش خودم را روى زمین ول کردم.بالشتکى که کنار مبل افتاده بود را برداشتم و زیر سرم گذاشتم.نگاهم خیره به سقف بود و هرازچندگاهى سیگار روشن میکردم.با دودش خیالپردازى میکردم و وقتى ناپدید میشد تصویرى که ساخته بودم را از نو بنا میکردم.
او رفته بود.رد پایش را روى کف آشپزخانه احساس میکردم.نمیخواستم دیگر هیچوقت از آنجا عبور کنم تا مبادا رد پایش پاک شود.خودم را به فرش میمالیدم/موهایم را میکشیدم/به دیوار ضربه هاى آر

ادامه مطلب  

چرخشِ دوباره‌ی چرخ گردون.  

مامان می‌گه از وقتی رفته خونه سوتُ کورِ می‌گه به‌م خوش نمی‌گذره،همه‌ش دو روزِ ندیدیم‌ش ولی دل‌مون پیچیده به‌ خودِشُ تنگ‌ترین شده براش،مامان راست می‌گه من‌م دستُ دلم به هیچ‌کاری نمی‌ره حتی درس خوندن :'(
- زودتر برگرد
دوباره فرصت کردم اون برگه‌ی زرد رو درستش کنم و ازین به بعد حواسم بیشتر به کارام باشه،صبحی به طور غیرقابل باوری ساعت ۶ بدونِ این‌که احساس خوابُ خستگی داشته باشم از خواب پاشدم صبحانه خوردمُ آسمونِ ابری و اون هوایِ قشنگُ

ادامه مطلب  

چرخشِ دوباره‌ی چرخ گردون.  

مامان می‌گه از وقتی رفته خونه سوتُ کورِ می‌گه به‌م خوش نمی‌گذره،همه‌ش دو روزِ ندیدیم‌ش ولی دل‌مون پیچیده به‌ خودِشُ تنگ‌ترین شده براش،مامان راست می‌گه من‌م دستُ دلم به هیچ‌کاری نمی‌ره حتی درس خوندن :'(
- زودتر برگرد
دوباره فرصت کردم اون برگه‌ی زرد رو درستش کنم و ازین به بعد حواسم بیشتر به کارام باشه،صبحی به طور غیرقابل باوری ساعت ۶ بدونِ این‌که احساس خوابُ خستگی داشته باشم از خواب پاشدم صبحانه خوردمُ آسمونِ ابری و اون هوایِ قشنگُ

ادامه مطلب  

دانلود جدید آهنگ اشوان به نام منو دریاب  

دانلود آهنگ جدید اشوان به نام منو دریاب با متن آهنگ و کیفیت عالی
Download New Song By Ashvan Called Mano Daryab - Mp3 128 & 320 Orginal
جدیدترین آهنگ اشوان منو دریاب را از سایت سهند آوا دانلود کنید .
متن آهنگ زیبای منو دریاب از اشوان را در ادامه مشاهده می کنید :
یادت توئه دیوونه کردم باز این رابطه جنگه همش دعواس
 
خسته شدیم از بس زدیم فریاد برگرد یه کاری کن منو دریاب
بهترین آهنگ های اشوان را از سایت سهند آوا با بالاترین کیفیت دریافت کنید .
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

بیش مرنجانم  

ما بحثمون شد. بعد با هم جنگیدیم. البته اینو دیگه همه دنیا میدونن که با مرجان هیچکس جز من، بی سپر نمیجنگه.
مرجان جیغ کشید که «تو کلا از اول هم نفهم بودی» ولی منظورش این بود بغلم کن نفهم.
من داد کشیدم «نفهم نبودم که با تو ازدواج نمیکردم» ولی در اصل میخواستم بگم خودت بپر بغلم اگه راست میگی.
ولی هیچکدوم بلد نبودیم منظورمون رو درست برسونیم.
مرجان شروع کرد به خورد کردن چینی های توی کابینت. و من تموم مدت به این فکر میکردم که «آفرین به این زور و آفرین به

ادامه مطلب  

بیش مرنجانم  

ما بحثمون شد. بعد با هم جنگیدیم. البته اینو دیگه همه دنیا میدونن که با مرجان هیچکس جز من، بی سپر نمیجنگه.
مرجان جیغ کشید که «تو کلا از اول هم نفهم بودی» ولی منظورش این بود بغلم کن نفهم.
من داد کشیدم «نفهم نبودم که با تو ازدواج نمیکردم» ولی در اصل میخواستم بگم خودت بپر بغلم اگه راست میگی.
ولی هیچکدوم بلد نبودیم منظورمون رو درست برسونیم.
مرجان شروع کرد به خورد کردن چینی های توی کابینت. و من تموم مدت به این فکر میکردم که «آفرین به این زور و آفرین به

ادامه مطلب  

مجموعه شعرهای سعدی در وصف بهار  

سعدی
بامدادی كه تفاوت نكند لیل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار صوفى، از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار كه نه وقت است كه در خانه بخفتى بیكار بلبلان، وقت گل آمد كه بنالند از شوق‏ نه كم از بلبل مستى تو، بنال اى هشیار آفرینش همه تنبیه خداوند دل است‏ دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود هر كه فكرت نكند نقش بود بر دیوار كوه و دریا و درختان همه در تسبیح‏ اند نه همه مستمعى فهم كند این اسرار خبرت هست كه مرغان سحر مى

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1