ما آدم ها از خاک آفریده نشدیم  

 
دلیل دارم که میگم... خاک هر قدر که تشنه باشه وقتی بارون میزنه به اندازه نیازش آب جذب میکنه و بقیه رو جاری میکنه تا آب به مناطقی که بارون نزده هم برسه... و در نهایت این آب میریزه به رودخونه و دریا تا تبخیر بشه و دوباره بارون بزنه... ما هم اینطوری رفتار می کنیم؟

ادامه مطلب  

بارون  

شاید نشه از شبهای بارونی نوشت چون مطمئنی همه تو فکرشن که یه چیزی بنویسن...اگه خودکار بگیری دستت و کاغذی بذاری جلوت تا بخوای بش فک کنی که چی بنویسم که از همه با احساس تر باشه بارون تموم شده و فقط قطره ای که از رد شدن زیر درختا که حسابی حال کردن زیر بارون روی سرت میفته بیشتر نصیبت نشه...اگرم بخوای پشت پنجره بشینی و چایی داغی که تو دستته رو با بارون تقسیم کنی خیالت پرواز می کنه بالای ابرا و وقتی به خودت میای که توی هوای آفتابی نمیدونی چایی سردتو بخو

ادامه مطلب  

ما دو نفر بودیم  

ما دو نفر بودیم - زیرِ یه چترِ بنفشِ کوچولو - ما دو نفر بودیم اما انگار خیلی بودیم! - و این ما دو نفر بودیم که تا ته موندیم - دونه دونه از اون جمعیت جدا شدن - باز ما موندیم-ما دو نفر بودیم- زیر یه چتر بنفشِ کوچولو -اما انگار خیلی بودیم....- داره بارون میاد کوچه بازم لبریزه احساسههنوزم نم نم بارون صدای ما رو میشناسهباید به فکر تنهایی خودم باشم
 

ادامه مطلب  

خلوت39  

همین الان بارون شروع به باریدن کرد. چقدر دلم میخواست برم زیرش و همراه باهاش اشک میریختم. اما انقد رمق ندارم که از زیر پتو در بیام! خدا رو شکر چن روز پیش بادمجون شکم پر( شمالی) زیاد درست کردم و گذاشتم فریزر .وگرنه امروز گشنه میموندیم. هنوز صبحونه هم نخوردمبارون شدت گرفت. چقد عاشق بارونم. صداش بهم آرامش میده حتی اگه گریمو در بیاره. هوا هوای پاییزه. سرده. یه بویی داره.بوی مهر دلم گرفته . دلم میخواد با یکی حرف بزنم اما انقد بی حالم که فقط میخوام چشم

ادامه مطلب  

پست شماره ۸۲ - قدری سگ باشید  

نزدیکی خونمون یه چوب بریه که از پنجره اتاقم میتونم ببینمش. این چوب بری یک سگ نسبتا کوچیک داره که وقتی شبا میخواد بره خونه بیرون مغازه اش زنجیره اش میکنه . این سگ بیچاره از ساعت ۹شب تا ۷- ۸صبح که صاحبش بیاد با یک زنجیر کوچیک قفل شده و روزایی مثل امروز باید ساعت ها زیر بارون خیس بشه چون هیچ سقفی بالاسرش نیست. الان که دارم مینویسم در تلاشم به اعصابم مسلط باشم ولی وقتی نصفه شبا این سگ ببچاره پارس میکنه به حدی کفری میشم که دلم میخواد همینطور لخت و سر

ادامه مطلب  

حساس  

بارون داره میباره و موهاتو خیسش میکنه 
خیسی موهات دلمو چقد حریصش میکنه
دیوونگیهامو بذار فقط پای احساسمآخه خودت میدونی که چقد عزیزی واسم
به بارون روو گونه هات دارم حسودی میکنماخه من از آزار تو بگو چه سودی میکنم؟
گاهی تو رو میرنجونم نگو نمک نشناسمعاشقتم، دیوونتم زیادی روت حساسم
 
ترانه سرا : ندا فربد تعداد بیت : ۱۲سبک :پاپ - پاپ ترنسقیمت : ۲۰۰/۰۰۰ تومانشماره تماس مدیریت : ۰۹۱۸۹۳۴۲۶۳۱

ادامه مطلب  

باران امید  

باران می‌بارد امشب.........
دوره بچگی من دوره عاشقی برادر خواهرام بود
دوره ی جوونی 
هیجان عاطفه عشق 
این بود که  بازار شعرو ترانه تو
خونمون داغ داغ بود
بچه بودم که باران امیدوشنیدم 
تصویری که این ترانه تو ذهنم ساخت
این بود که یه مرد یه غلطی کرده که
نباید میکرده 
یه گناه نابخشودنی 
میشینه زیر بارون با چشمای بارونی تا
بلکه گناهش  شسته بشه
طرف بهش یه امید از سر ترحم داده 
ولی مرد میدونه که امیدی نیست 
...........
این کلام آخرینت برده میل زندگی را از

ادامه مطلب  

من اهل دل و چایِ هلُ لعل نگارم !  

عجیب دلم اون شبی رو میخواد که رفتبم بام و چقدر سرررد بود، تازه بارون بند اومده بود، من یه صفر از پیامک مانده حسابمو اشتباه دیده بودم و فکر میکردم هزار و هشتصد تو کارتمه :)) فلسف هم کارتشو نیاورده بود بعد دلمون چایی هم میخواست. با ترس و لرز رفتیم گفتیم دو تا چایی بدبن و من کارتمو دادم به پسره و قلبم داشت میومد دهنم که آبروم نره ی وقت! پول دو تا چایی رو هم نداشته باشم! ولی داشتم :)) کاش همیشه تهِ دلهره‌هامون به خوشی تموم میشد.

ادامه مطلب  

عشق من جنس بهاره ........... توی قلبم موندگاره  

 
دختری به کوروش کبیر گفت
 
من عاشقت هستم ،
 
کوروش گفت:
 
لیاقت شما برادر من است که از من زیباتر است
 
و پشت سر شما ایستاده است،
 
دخترک برگشت و دید کسی نیست،
 
کوروش گفت:
 
اگر عاشق من بودی 
 
 پشت سرت را نگاه نمیکردی !
 
 
 
... 
 
 
عشق من سادست و آسون
پاک و تازه مثل بارون
عشق من جنس بهاره
توی قلبم موندگاره
 
تک و تنها تو خیابون
به زیر نم نم بارون
باز به یاد تو میافتم
حرفائی که با تو گفتم
 
گفتم عشق من یه کوهه
تو ببین چه با شکوهه
 
 
......................
.....

ادامه مطلب  

02468  

 
دیشب اصلا خوابم نبرد . تا ۳.۳۰ سرم تو گوشی بود . از ۳.۳۰ شروع به تلاش به خوابیدن کردم ولی نشد تا اذون گفتن . بازم تلاش کردم بخوابم ، چندین بار سعی کردم از ۱۰۰ چپه بشمارم ولی فک کنم تا ۷۸ بیشتر نمیرسیدم و باز فکرا به سرم هجوم میاوردن . ساعت ۶ بود فک کنم خوابم برد . اما چه خوابی ! خوابای درهم میدیدم . خواب میدیدم یه جام که غریبم . داخل ساختمونم ولی همه چیز رنگ غروبه و بارون میاد خیلی شدید و من خیلی منتظرم و احساس گم شدگی دارم . بیدار شدم . دوباره خوابیدم

ادامه مطلب  

♡تو♡  

میدونی چیه خواهر؟
از روزای من و تو باید یه فیلم داشت که هرررر روززز... روزی هزاررر مرتبه نشست دید و کیف کرد از بی نظیر بودن تو...
تو همون عطر خاص و مست کننده ی زمینی وقت بارون...
تو اولین شکوفه ی دوست داشتنی روزای آخر زمستونی که پر از امید زندگیه...
تو صدای قشنگ آواز اول صبح گنجشکایی...
باید تو رو با یکی ازون لبخندای شیرین و دلربا قاب گرفت و گذاشت تو بهترین جای خونه...
تو باید همیشه باشی تا زندگی باشه...
سیاهی چشمات باید باشه تا تاریکی شب رنگی نداشته با

ادامه مطلب  

goals and dreams...  

از دیروز فکر اینکه میخوام در اینده چیکاره بشم مثل خوره افتاده به جونم.
میدونم انگلیسیم رو ادامه میدم و تدریس هم خدا بخواد ادامه میدم.
اما بقیه ش؟ شاید مثلا به خونه م بیشتر برسم.
مثلا بیشتر اتو بزنم :))
اما خب دیگه نمیدونم چیکار میکنم :|
ورزش، درس، کتابخونی همیشه جزو برنامم بوده.
ولی یهو قسمت کمال گرام بیدار شده و ازم میخواد یه کار بزرگ بکنم.
هعی...

ادامه مطلب  

طلاق زن 22 ساله‌ که عاشق پسر عمویش بود توسط همسر 77 ساله اش  

اوایل فروردین ماه امسال بود کـه مرد ثروتمند کـه همه ی فرزندانش برای زندگی بـه بیرون از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دخترجوانی را دید کـه درکنار پدرش در حال تمیز کردن حیاط خانه اسـت. مرد 70 ساله کـه چند سالی از فوت همسرش می گذشت با دیدن این صحنه بـه فکر فرو رفت و ازآن روز بـه بعد دختر جوان را زیر نظر داشت و این در حالی بود کـه پدر دختر جوان، سرایدار و باغبان خانه ویلایی بود.ادامه خبر در ادامه مطلب...
majalenama

ادامه مطلب  

طلاق زن 22 ساله‌ که عاشق پسر عمویش بود توسط همسر 77 ساله اش  

اوایل فروردین ماه امسال بود کـه مرد ثروتمند کـه همه ی فرزندانش برای زندگی بـه بیرون از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دخترجوانی را دید کـه درکنار پدرش در حال تمیز کردن حیاط خانه اسـت. مرد 70 ساله کـه چند سالی از فوت همسرش می گذشت با دیدن این صحنه بـه فکر فرو رفت و ازآن روز بـه بعد دختر جوان را زیر نظر داشت و این در حالی بود کـه پدر دختر جوان، سرایدار و باغبان خانه ویلایی بود.ادامه خبر در ادامه مطلب...
majalenama

ادامه مطلب  

طلاق زن 22 ساله‌ که عاشق پسر عمویش بود توسط همسر 77 ساله اش  

اوایل فروردین ماه امسال بود کـه مرد ثروتمند کـه همه ی فرزندانش برای زندگی بـه بیرون از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دخترجوانی را دید کـه درکنار پدرش در حال تمیز کردن حیاط خانه اسـت. مرد 70 ساله کـه چند سالی از فوت همسرش می گذشت با دیدن این صحنه بـه فکر فرو رفت و ازآن روز بـه بعد دختر جوان را زیر نظر داشت و این در حالی بود کـه پدر دختر جوان، سرایدار و باغبان خانه ویلایی بود.ادامه خبر در ادامه مطلب...
majalenama

ادامه مطلب  

فانوس دریایی  

صدات پاییزیه اما قشنگه
برام بارون بخوون دنیا قشنگه
تو دریایی، تو زیبایی، تو خوبی صدای موجای دریا قشنگه
چشات مسته تماشایی س شب‌ها صدات فانوس دریایی س شب ها
بذار دستات توو دست من بمونه چراغ ِ زندگی، روشن بمونه
 
ترانه سرا : دکتر شهاب سبزواریتعداد بیت : ۱۲سبک : پاپ عاشقانهقیمت : ۲۰۰/۰۰۰ تومانتماس با مدیریت : ۰۹۱۸۹۳۴۲۶۳۱

ادامه مطلب  

مدیر مدرسه  

تو خونه ی ما اینقدر همه منتظر پاییزن که بلاخره امروز یه کوچولو خودشو بهمون نشون داد. حیاط بوی نم می ده و باد، پنجره پشتی خونه رو میلرزونه و همون صدای همیشگی میاد وقتی قراره بزودی بارون و برگ های نارنجی و باد و سرما ما رو توی خوشی غرق کنه. خدا می دونه چقدر عاشق پاییزم من.
حالا توی همین حال و هوا من دارم "مدیر مدرسه" از جلال ال احمد رو می خونم و فضای کتاب سرد و زمستونیه. دیگه چی می خوام از یه روز قشنگ؟ خبر خوب دیگه اینکه برادر کوچیکه به قبیله ی کتابخ

ادامه مطلب  

شرنگ  

اشک می ریزم بر این تقدیر و می میرم ،اندوه تمام وجودم را گرفته  چه دردناک سکوتی که  درسراسر زندگیم نشسته من ادامه دادم ، آه کشیدم و ادامه دادم مثل آن روزهای دردناک بلوغ که همه هستی بغض می شد مثل تمام روزهای بی کسی مثل آن روز که هرچه  تلاش کردم نشد مثل روزهای عصبانیت پدر و شاید آن روز بغض آلود سرطان مادر مثل آن روزی که صبحش مادر  هرگز بیدار نشدو دنیایم تمام شد  من تمام شدم در تو نیز تمام شدم
از رفتنت از عاشقانه های دروغینت دلگیر نشدم از اینکه سا

ادامه مطلب  

شب نلخ  

دیشب خیلی تلخ بود....
خواب دیدم یه دونه از خواهر دوستای بیشورم،منو دعوت کرد خونه شون
بعدش خود دوستم بهم گفت روی تخت بخوابم 
من شک کردم گفتم باید به مامانم زنگ بزنم
گفتش حق زنگ زدن نداری
گفتم آخه....آخه یه چیز مهمی رو جا گذاشتم
بعدش به بهونه ی زنگ زدن رفتم انور اتاق،اونم رفت بیرون
بعدش رفتم تو کامپیوترش فضولی
دیدم اون یه نقشه ای کشیده
بیشتر حرفاشو با کد نوشته بود
یه تیکه هاییش مفهوم بود و فهمیدم میخاد به من اونارو بگه
نوشته بود  خیلی اسکلی،هیچ وق

ادامه مطلب  

عاقبت ...  

گاهی این چندسال اخیر رو با خودم مرور میکنم ، خب اول یکم نیشم باز میشه ، بعد یه پوزخند آرووم میزنم بعدش لبو لوچ آویزون و حسرت وار میمونم در ادامه یهو حرصی و عصبی میشم و در پایان پوکر فیس و خلاااص

ادامه مطلب  

آهنگ ترمینال مهراب  

 
دانلود آهنگ غمگین مهراب خسته صدا به نام ترمینال
 
متن آهنگ ترمینال از مهراب
خداحافظ دیگه دارم میرم از این شهری که توش عاشق نداره نفرین به چشات چکار کردی با من مگه این پسر مادر نداره قطره های اشکم تو سالن ترمینال یه چمدون تو دستم ازم میپرسن بیلیت واسه کجا میگم یه جا که گریه ی مادر نداره آسمون امروز میباری ؟ اخه من خیلی دلم تنگه خدایا ازش خجالت میکشم اینقد راه رفتم پاهام میلنگه امروز مهراب واسه همیشه میره دیگه واسه خیلی چیزا دیره خدا مرگ من م

ادامه مطلب  

خشک شدن تالاب میانکاله ادامه دارد  

نشست ریاست اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بهشهر و ریاست امور آب این شهرستان و مسئول روابط عمومی اداره محیط زیست بهشهر در خصوص آزاد سازی حریم نهرها و رودهای منتهی به تالاب میانکاله و لایروبی این انهار در تاریخ ۲۷ تیر ماه ۱۳۹۷

بر روی ادامه نوشته کلیک کنید

ادامه مطلب  

اون شب که بارون اومد  

از کوچه های قیصری پیچ در پیچ گذشتیم و رسیدیم به میدون گرگان. آدم ها اون جا جذاب و عجیبن. چه زن و چه مرد. کنار سینمایی که گوشه ای خاک می خورد و روی تابلوی سردرش نوشته شده بود "پل نیومن در بیلیارد باز/فیلمی متفاوت/دارای لژ خانوادگی" ازم عکس انداخت.
 
دنیا رو اونقدر کوچک می بینم که یکی از بلاگ اسپاتی ها برای دوست پسر من پیام می ده که از صحبت های شما در مورد سینمای پولانسکی و فلان و بهمان لذت بردم و تو راه برگشت به خونه مدام بهش فکر می کردم و با این خانم

ادامه مطلب  

38.122 علف کوهی  

السلام علیک یا جعفربن محمد ایها الصادق یا بن رسول الله.
مصرف علف کوهی همانند انجام امور غیر اصلی است
چرا که با این همه اطلاع رسانی در مورد قارچ و... و مسمومیت بازهم توجیه مادر برایم جالب توجه بود.
از آن رو که گناه برای من کشنده تر از هر علف کوهی و قارچ سمی است و لی باز ادامه گناهم را می دهم.
الهی و ربی من لی غیرک

ادامه مطلب  

دوراهی  

توی یه دوراهی حذف وبلاگ و دوباره نوشتن گیر کرده بودم
مینویسم ولی نه با حوصله ی قبل
کامنتام خیلی زیاد شده تا اینجارو بیخیال میشم ازین ب بعدو جواب میدم حوصله اش اصلا نیست
فکر نکنم دیگه از خودم بنویسم حس چس تاله دارم :)
همین نوشته های خودمو ادامه میدم تا جایی ک کم بیارم
 

ادامه مطلب  

خاطره ناشناس  

خدایی خدا غریبه....:سلام سلام من دوباره اومدم همون ناشناس و پسرعمو و... امیدوارم که شناخته باشید فکر نمیکردم اینقد نظر داشته باشه خاطرم ولی واقعا ترکوندین مرسیییی از همه کسایی که برام نظر گذاشتن جا داره برای تشکر هم که شده ادامه خاطرمو بزارم .خب تااونجا گفتم خودم آبکش شدم ولی پسرعموجان جون سالم به در برد منم که میدونید یکم زیادی بهش ارادت دارم

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

من یه وقتایی خیلی غمگین میشم 
یا بهتره بگم دچار غمی میشم که انگار قرار نیست تموم بشه حتی اگه دنیا هم تموم بشه بازه ادامه داره
یه غمی که انگار تو روح و جونم رخنه کرده و حتی با مرگ هم تموم نمیشه 
میگن تنها چیزی که چاره نداره مرگه 
من میگم مرگ هم نمیتونه این غم رو متوقف کنه 
پس مرگ نمیتونه یه پایان باشه ، میتونه؟
 

ادامه مطلب  

ورزش های برای افزایش قد  

مسئله افزایش قد یکی از دغدغه‌های مهم  بسیاری از نوجوانان و جوانان هست که فکر آنها را مشغول کرده که “من برای افزایش قد چکار باید انجام بدم؟”. خوب باید اگر شما دچار بیماری خاصی نباشید، ژنتیک تاثیر عمده را به داشتن قد بلند و یا کوتاه تاثیر دارد و می‌توان گفت حداقل ۵۰ درصد آنرا در بر می‌گیرد. اما بقیه عوامل چه چیزهایی هستند؟ بله درست است عواملی مثل تغذیه و ورزش هم نقش دارند.
ما در این مقاله به مساله ورزش پرداخته‌ایم و چندین حرکت که از لحاظ علم

ادامه مطلب  

یادداشت «نبرد شرمن با توهم هویت»  

ژاک دریدا، فیلسوف پساساختارگرا، که اساس اندیشه‌هایش را ضدیت با واقعیت ناب تشکیل میداد، توانست مسئله‌ی «معنای ذاتی» را به چالش جدی‌ای بکشد. به این مفهوم که همه چیز، دارای یک «معنا» و «واقعیت» مشخص و نهفته در ذات خویش دارد، و زبان و توصیفات میتوانند آن واقعیات را منعکس بنمایند... [ادامه نوشته را بخوانید]

ادامه مطلب  

اسکروج  

سلام به دوستای گلم
امروز هم با یه مطلب جدید اومدم
یه مطلب خیلی جالب
که سوال یکی از دوستانمون هم بود •دخی بهمنی•
واقعا سوالش عالی بود
خب سوال دخی بهمنی چی بود??
برید ادامه تا بفهمید سوال چی بود
جواب هم تو ادامه ست
پس نظر نشه فراموش

ادامه مطلب  

311  

اتفاقات ِ اردیبهشت ِ امسال ، درست مثل یه قصه س. یه قصه که برای خود منم جدیده . جدید و عجیب. یه قصه که هنوز ادامه داره و منتظر پایان ِ غیر قابل پیش بینیش نیستم چون به نظر میاد که کوتاه نیست...
فقط چند صفحه ورق خورده . درست به اندازه ی روزهای گذشته از اولین شب اردیبهشت...
 

ادامه مطلب  

شب نوشت  

من شب های تابستان را اینگونه می گذرانم که با خوابی که پشت پلک هایم آشیانه کرده می جنگم که کمی بیشتر بیدار بمانم.. پشت پنجره می روم .. هوا را نفس می کشم.. بوی شب را حس می کنم.. صدایش را می شنوم.. راه می روم..آب  می خورم اما تشنگی همیشه با من هست و دوباره به تختم باز می گردم و سعی می کنم کمی بیشتر بیدار بمانم!  و کمی بیشتر بنویسم یا فکر کنم .
و دوباره و دوباره احساس تشنگی کنم.
لذت عجیبی ست تخت خوابت را به مقصد آشپزخانه  ترک کنی و آب بخوری! و دوباره به تختت

ادامه مطلب  

ترانه ای که آمد اما دوست داشت بی سرانجام و ناتمام بماند.. ترانه ها هم زندگی های متفاوتی دارند..  

اینجا.. حوالی مرز خواب و خاطره
یادت محاله که از یاد من بره..
قلبم چراغ خونه شو خاموش می کنه
تنها صدای پای تو رو گوش می کنه..
 
و این ترانه دوست داشت در تاریکی به  صدای پای کسی گوش کند .. فقط همین. گفت ادامه ام را ننویس، من می خواهم فقط یک دلتنگی کوچک باشم و در نیمه شب های گرم تابستان زندگی کنم. کوتاه و نا تمام..
و من شاعری نبودم که پایان ِ دلخواه خودم را به ترانه هایم تحمیل کنم

ادامه مطلب  

صدور حکم زندان برای “پیام خرامان” دیگرنوکیش مسیحی در بوشهر  

نوکیش مسیحی �پیام خرامان� به اتهام تبلیغ علیه نظام به نفع مسیحیت صهیونیستی از طریق راه‎اندازی محفل‎های خانگی، بشارت و دعوت افراد به مسیحیت و گرایش به سرزمین مسیحیت به یک سال حبس تعزیزی محکوم شده است.این نوکیش مسیحی در بین ۱۲ شهروندی بود که در (۱۸ فروردین سال ۱۳۹۴) در بوشهر بازداشت شدند.  این ۱۲ تن با اتهامات مشابه و رسیدگی به پرونده آن‌ها تا اوایل اردیبهشت سال ۱۳۹۷ ادامه داشت و در این فاصله به قید وثیقه آزاد شدند. طی حکمی که دادگاه انقلاب

ادامه مطلب  

زمان شروع مراسم :  

شایان ذکرمیباشد زمان شروع مراسم عصرها ازساعت 14میباشد وپایان مراسم 30دقیقه قبل از اذان مغرب میباشد.
ازعلاقمندان واهالی محترم روستاهای همجوار(جهان آباد-نعمت آباد-زیدآباد-فتح آباد-عباس آباد-دهنو-و......)دعوت بعمل می آید وتقاضا میشود راس ساعت 14درمحل حسینیه برج معاذ حاضرشوند که ادامه مجلس با اذان مغرب تداخل پیدانکند.(اجرکم عندالله وکفی بالله وکیلا)

ادامه مطلب  

اندوه ِ سیلویا  

آنقدر ها هم کار سختی نبود..
فقط کافی بود چشم هایم را ببندم و راه بیفتم. وقتی خسته باشی از خودت.. از زندگی.. از آدم ها اصلا کار سختی نیست که بی هیچ ترسی راه بیفتی و به گوشه ای ناشناخته  از این جهان پناه ببری.
بی هیچ تردیدی خیابان هایی که باید را پیدا کنی.. از پله هایی که تکه هایی از خودت را یا وقت بالا رفتن یا پایین آمدن روی تن ِ خسته شان جا گذاشته ای بالا بروی، پشت دری که حالا لابد بسته است( و دیگر هرگز به رویت باز نخواهد شد  و سلامی نخواهی شنید) بایست

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1